انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٣٩٩
نيست. البته آن دو عامل در عرض يكديگر نيستند، بلكه در طول هم هستند؛ يعنى اگر تكيهگاه ما خدا و كمك الهى بود، دلهاى مردم هم متوجه پروردگار خواهد شد. خداى متعال به رسول گرامى خود كه بزرگترين تكليفها را متناسب با شخصيت او بر دوشش گذاشته بود و در طول تاريخ بشر، هيچ تكليفى بدان پايه نمىرسد فرمود: «هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ» (انفال/ ٦٢) يعنى همين دو تكيهگاهِ نصرت الهى و كمك به مؤمنين تو را پيش برد. «١» و در تأييد اين ديدگاه، قدرت استكبارى را در برابر قدرت ايمان و معنوى شكستپذير مىدانند و مىفرمايند:
يك ابزارى وجود دارد كه زور و زر و قدرت و فرعونيت و جباريّت در مقابل او كارايى ندارد و همان نيروى انسان مؤمن است. انسان با ايمان وقتى وارد عمل بشود، وارد ميدان بشود، ابزارهاى مادى كند مىشود «٢» زيرا «قدرت استكبار، قدرت مادى است و قدرت مادى توان مقابله با قدرت معنوى و انسانى را ندارد، آن جا كه دلها و دستها و زبانهاى يك ملت با هم يكى باشند و همه در راه هدفهاى والاى اسلام و انقلاب احساس مسئوليت كنند، استكبار جهانى و ديگر قدرتها نمىتوانند ضربه وارد كنند و آنها را از ميدان خارج سازند. «٣» از ديدگاه مقام معظم رهبرى «... ايمان به اراده انسانى و در كنار آن، اعتقاد و ايمان و اطمينان به كمك الهى، باعث مىشود كه بزرگترين مشكلات به آسانى حل شود». «٤» دو- مسئله قدرت: يكى ديگر از مكانيسمهاى رسيدن به روابط بينالملل مطلوب، مربوط به مسئله قدرت است؛ زيرا بدون در اختيار داشتن آن، تغيير نظام سلطه با محدوديتهاى زيادى مواجه مىگردد: «سلطههاى جهانى جز قوت و قدرت هيچ نمىفهمند و در برابر زبان قدرتى كه آنان به كار مىگيرند با زبان قدرت بايد سخن گفت.» «٥» ... دين اگر با قدرت همراه شود، خواهد توانست گسترش و بسط پيدا كند، اهداف و آرزوهاى دينى را تحقق بخشد، آرمانهايى را كه دين شعار آنها را مىداده است در جامعه به وجود بياورد.
اينها بدون قدرت امكان ندارد، با قدرت ممكن است. مثلًا شما خيال مىكنيد، عدالت اجتماعى را در جامعه مىشود با نصيحت، توصيه و التماس و با خواهش به وجود آورد؟! عدالت اجتماعى، رفع تبعيض و كمك براى استقرار تساوى در قانون را مگر مىشود بدون قدرت در سطح داخلى جامعه، به يك صورت و در سطح جهان به صورت ديگر به وجود آورد؟! «٦»