انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٣٩١
اراده بىمهار آنان تسليم باشند و اعتراض نكنند، چرا كه وعاظ السلاطين و نوادگان بلعم باعورا، فرياد بر خواهند آورد كه دخالت در سياست كرديد و اسلام را چه به سياست! «١» ايشان با توجه به سيرىناپذيرى سلطهطلبى و قدرتخواهى قدرتهاى بزرگ بيان مىدارند كه:
قدرتهاى مادى، حدى براى خود قائل نيستند، زندگى ملتها در زير پنجههاى قدرت قدرتهاى مادى مثل زندگى معنوى آنها، در هم كوبيده مىشود. «٢» شرير واقعى و درجه اول، ابرقدرتها هستند، يعنى حكومتها و سردمدارانى كه بخشى از دنيا در قبضه قدرت آنهاست و در امور ملتها هم غير از ملت خودشان دخالت مىكنند.» از ديدگاه مقام عظماى ولايت، مساله ابر قدرتها، سيطره بر عالم است و قدرتهاى بزرگ براى كسب انرژى، نفت و گاز، بازار و فروش محصولات خود در پى اعمال سيطره و نفوذ خود بر جهان هستند: «٤» در سر تا سر دنيا، چند قدرت بزرگ هستند كه مثل قلدرهاى يك محله و گردن كلفتهاى يك آبادى عمل مىكنند و بقيه مجبورند به آنها باج بدهند و از آنها اطاعت كنند و آنها را ملاحظه نمايند. «٥» و درباره وضعيت كنونى نظام بينالمللى و اعمال سلطه قدرتهاى بزرگ بر منابع ثروت و اقتصاد جهان مىفرمايند:
قدرتهاى بزرگ مايلند كه ملتها بدون اجازه آنها نفس نكشند و ثروت و معادن و منابعشان به جاى اينكه به درد خود ملتها بخورد، به كار آنها بيايد ابرقدرتها مىگويند آن مقدار كه ما مىگوييم، نفت بفروشيد و به كسى كه ما مىگوييم و به قيمتى كه ما تعيين مىكنيم، عرضه كنيد. «٦» ايشان با توجه به رقابت شديد قدرتهاى سلطهگر مىفرمايند:
... اين جنگل وحشى و غوغاى سلطهگرى كه قدرتها با همديگر بدند و از خودشان مىترسند و حساب مىبرند و آتش بس پنهانى را بين خود برقرار كردهاند تا دنيا را راحتتر تقسيم كنند و منابع كشورها را به غارت ببرند «٧» همچنين در زمينه رابطه قدرتهاى استكبارى با ملتها و نوع برخورد آنها با ملتها مىفرمايند:
هر ملت و دعوت و نظامى كه فرهنگ سلطه جهانى را قبول كند، استكبار با او مىتواند بسازد و با او بحثى ندارد. هر فرهنگ و ملت و نظامى كه فرهنگ سلطه، يعنى حاكميت خداوندان زر و زور و امپراتوريهاى قدرت جهانى را رد كند او در نظر و چشم آنها مبغوض است. «٨»