انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٨٢
ما امروز در منطقه يك قدرت عظيم هستيم، هم يك قدرت معنوى، هم يك قدرت انسانى، هم يك قدرت اقتصادى. «١» و در تعريف قدرت ملى مىفرمايند:
قدرت ملى چيست؟ قدرت ملى اين است كه انسانهايى در اين كشور، در ميان اين ملت باشند كه اراده ايستادگى و حركت به سمت هدفهاى عالى را داشته باشند؛ از خطر نترسند. «٢» علاوه بر اصطلاح قدرت از مفاهيم همسوى آن مانند «اقتدار»، «٣» «نفوذ»، «٤» «ابهت»، «٥» در انديشه مقام معظم رهبرى استفاده شده است. بنابراين چون قدرت فى نفسه ارزش ذاتى ندارد، بايد با نگاه ابزارى با آن برخورد كرد و ارزشگذارى آن وابسته به «غايت» آن است.
قدرت فى نفسه يك وسيله است؛ نه مىشود گفت فى نفسه بد است، نه مىشود گفت فى نفسه خوب است. [بسته به آن است كه] در اختيار كى باشد؟ براى چه هدفى به كار برود؟ «٦» بعضى تصور مىكنند قدرت يا ثروت ذاتا شر است، در حالى كه اين طور نيست؛ قدرت و ثروت مثل بقيه مواهب زندگى، زينت زندگى است «زينة الحياة الدنيا» «٧» ما از اين قدرت چگونه استفاده مىكنيم اگر استفاده خوب كرديم خير است؛ اگر در خدمت مردم قرار داديم، خير است، اگر در خدمت ترويج اخلاق و معنويت و صلاح و رستگارى انسانها قرار داديم، خير است. اما اگر در خدمت مطامع شخصى و هواهاى نفسانى قرار داديم و مثل حيوانهاى درنده، عليه اين و آن به كار گرفتيم، مىشود شر. هرچه بيشتر باشد، شرش هم بيشتر است، هرچه بالاتر باشد، شرش هم شديدتر است. «٨» بنابراين ايشان معتقدند كه «قدرت به خاطر قدرت نيست.» «٩» طبق تفكر و فلسفه سياسى اسلام، آن وقتى احكام اسلامى درست در ميان مردم پياده خواهد شد كه حكومتى بر مبناى اسلام تشكيل بشود. اگر حكومتى برمبناى اسلام نباشد. اگر قدرت دست اسلام نباشد، اسلام عمل نخواهد شد. چون اسلام مىخواهد جامعه را، انسانها را سوق بدهد به طرف آن مقاصد شريفهاى كه دارد به طرف تكامل، به طرف عدل، به طرف معرفت، به طرف قرب الى اللَّه و لقاءاللَّه. خوب، انسانها را چگونه مىشود سوق داد؟ انسانها را با دانه دانه، تك تك نشستن و در گوش اين در گوش آن خواندن كه سوق نمىشود داد. صدها ميليون انسان و گاهى ميلياردها انسان را چگونه مىشود سوق داد؟ در يك كشور، در يك جامعه ميليونها آدم را كه نمىتوانند