انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٤٨
مانند مسيحيت به انحراف كشانند. و مردم را از حقيقت معارف قرآنى دور سازند و با حفظ ظواهر باطن حركت آفرين و سازندهاش را از آن بگيرند، و اين همان راه كارى بود كه دشمنان اسلام ناب در كشورهاى اسلامى انجام دادند و روشنفكران منفعل در برابر زرق برق غرب و علم زده و بى خبر از حقيقت اسلام، نقش نيروهاى خط مقدم دشمن را ايفا كردند و با يكسان ديدنِ همه اديان و تسرى دادن افكار مسيحى به عالم اسلام، و برخى از آنها با خود باختگى و خود فروختگى در برابر قدرتهاى استكبارى زمينه و راه را براى نفوذ سكولاريسم در كشورهاى اسلامى و مجامع دانشگاهى مسلمانان فراهم ساختند؛ و تا حدود زيادى هم موفق شدند و البته از جريانى كه بيمار و مسئله دار متولد شد و شكل گرفت جز اين نبايد انتظار داشت. مقام معظم رهبرى در تحليلى تفصيلى از شكلگيرى روشنفكرى و مشخصات آن در ايران افشاگرىهاى مهمى دارند كه به گزيدههايى از آن اشاره مىكنيم:
من بارها گفتهام كه روشنفكرى در ايران بيمار متولد شد ... چرا، چون كسانى كه روشنفكران اول تاريخ ما هستند آدمهاى ناسالمىاند ميرزا ملكم خان ارمنى، ميرزا فتحعلى آخوند زاده، حاج سياح محلاتى ... طبقات بعدى روشنفكرى هم در ايران طبقات مطمئنى نبودند بيشتر شاهزادهها و اشراف و اعيان زادهها بودند حالا اين بيمارى چه بود، يعنى كجا بروز مىكرد؟ اين را از زبان آل احمد براى شما ذكر مىكنم. آل احمد در مشخصات روشنفكر مىگويد اين خصوصيات سه تاست اول مخالفت با مذهب و دين، يعنى روشنفكر لزوماً بايستى با دين مخالف باشد. دوم علاقمندى به سنن غربى واروپا رفتگى و اين طور چيزها، سوم هم درسخواندگى بعد مىگويد اين سه خصوصيتى كه برداشت عاميانه و خصوصيات عاميانه روشنفكرى است. در حقيقت ساده شده دو خصوصيت ديگرى است كه با زبان عالمانه يا زبان روشنفكرى مىشود آنها را بيان كرد يكى از آن دو خصوصيت عبارت است از بىاعتنايى به سنتهاى بومى و فرهنگ خودى ...
ديگرى اعتقاد به جهان بينى علمى و در ادامه همين بحث و در پاسخ اين سؤال كه چرا بايد يك روشنفكر حتماً به سنتهاى بومىاش بى اعتنا باشد، علت چيست، مىفرمايد:
علت اين است كه آن روزى كه مقوله روشنفكرى- مقوله انتلكتوئل- اول بار در فرانسه به وجود آمد اوقاتى بود كه ملت فرانسه و اروپا از قرون وسطى خارج شده بودند؛ مذهب كليسايى سياه