انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٨
همرزمانشان مثل آقاى هاشمى رفسنجانى، آذرى قمى، مصباح يزدى، ربانى شيرازى، قدوسى و ... پايهگذارى شده بود، با لو رفتن اساسنامه آن در منزل آقاى آذرى قمى به دست ساواك از هم پاشيده شد. چند نفر مثل آقاى آذرى قمى، منتظرى و ربانى شيرازى دستگير شدند و ايشان و آقاى هاشمى مجبور به زندگى مخفى شدند:
من و آقاى هاشمى هر دو به تهران آمديم، خانه گرفتيم، هم منزل شديم و در حالى كه فرارى بوديم به اصطلاح در داخل خانهاى حدود يك سال مخفى بوديم و با هم زندگى مىكرديم. «١» پس از مدتها زندگى مخفى نهايتاً در سال ٤٦ سومين دستگيرى و بازداشت ايشان در همين رابطه به وقوع پيوست.
تحولات اجتماعى خصوصاً انقلابها نياز به يك مبناى فكرى دارند پايه و مبنايى كه با آن بتوان هم شرايط كنونى را نقد كرد و هم تصوير روشنى از آينده به دست داد، علاوه بر اينكه مىبايست داراى عناصرى باشد كه بتواند روح انقلابى را در جامعه بدمد و آن را شعله ور سازد تا نيروى لازم را جهت مقابله با حاكميت و نظام مسلط فراهم نمايد و اسلام آن مكتب و مبناى فكرى بود كه ظرفيت انگيزش و راهبرى مبارزان و مردمان را داشت. اسلام دين زندگى و سعادت است كه با تسليم در برابر دستورات آن انقلاب پيروز مىشود. «٢» اولين مسئوليت مبارزان اين بود كه اسلام انقلابى را زنده كنند. تحريفاتى كه موجب شده بود اين پويايى از آن گرفته شود بايد روشن مىگشت تا راه براى همگان روشن شود:
پانزده خرداد كه گذشت يك مرحله از مبارزه سپرى شد، اما مرحله سختتر مبارزه شروع گرديد، آن مرحلهاى كه خيلىها راحت خط را گم مىكردند و از مبارزه منصرف مىشدند! مردمى وجود داشتند كه براى تحمل بار سنگين انقلاب محتاج آن بودند كه زنگار انديشههاى تحميل شده تحريفى غلط از ذهنهاى آنان پاك بشود. مردمى وجود داشتند كه ساليان دراز در طول قرنها به آنها تلقين شده بود كه با قدرتها نبايد جنگيد. و نمىشود جنگيد. مردمى بودند كه فكر نمىكردند غير از نماز و نماز مستحبى و انفاق مال جزئى به فقرا عبادتى وجود داشته باشد كه لازم باشد انسان برايش سرمايه گذارى كند! مردمى بودند كه جهاد و امر به معروف و نهى از منكر را قبول نداشتند ... قبول نداشتند كه بايد نهى از منكر بشود و در مقابل فساد و ظلم و طغيان بايد مقاومت كرد. «٣»