انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٥١
شريعت انديشيدهاند؟ آيا فكر كردهاند كه اگر دين جدا از سياست است، پس چرا همه امور سياسى را يعنى حكومت را، قانون را، صف بندىهاى زندگى را، جنگ و صلح را، تعيين دوست و دشمن را و ديگر مظاهر سياست را، همه و همه را به خدا و دين خدا و اولياى خدا مرتبط مىكند ... بديهى است كه نغمه شوم جدايى دين از سياست، ساخته دشمنان پليدى است كه از اسلام زنده و در صحنه، سيلى خورده و با اين ترفند خواستهاند صحنه زندگى را از حضور دين فارغ كرده و خود زمام امور دنياى مردم را به دست گيرند و بى دغدغه بر سرنوشت انسانها تسلط يابند. اما تلخ و تأسفانگيز آن است كه كسانى به نام دين و در كسوت علماى دين همين سخن را تكرار كنند و در ترويج آن سعى و تلاش كنند ...
اين جاست كه سخن امام فقيد ما، آن داعى الى اللَّه و فانى فى اللَّه آشكار مىشود كه اسلام را به اسلام ناب محمدى (ص) و اسلام آمريكايى تقسيم مىكرد. اسلام ناب محمدى (ص) اسلام عدل و قسط است اسلام عزت و اسلام حمايت از ضعفا و پا برهنگان و محرومان است، دفاع از حقوق مظلومان و مستضعفان است، اسلام جهاد با دشمنان و سازش ناپذيرى با زور گويان و فتنه گران است، اسلام اخلاق و فضيلت و معنويت است.
اسلام آمريكايى چيزى به نام اسلام است كه در خدمت منافع قدرتهاى استكبارى و توجيه كننده اعمال آنهاست ... اسلام آمريكايى اسلام انسانهايى بى درد و بىسوزى است كه جز به خود و به رفاه حيوانى خود نمىانديشند. خدا و دين را همچون سرمايه تجار وسيلهاى براى زراندوزى يا قدرتطلبى مىدانند و همه آيات و رواياتى را كه برخلاف ميل و منفعتشان باشد بى محابا به زاويه فراموشى مىافكنند و يا وقيحانه تأويل مىكنند ...
آرى اين اسلام آمريكايى است كه مردم را به دورى از سياست و فهم و بحث و عمل سياسى مىخواند، ولى اسلام ناب محمدى انديشه سياسى مقام معظم رهبرى ٥٩ مبانى فلسفه سياسى اسلام (ص) سياست را بخشى از دين و غير قابل جدايى از آن مىداند و همه مسلمين را به درك و عمل سياسى دعوت مىكند واين چيزى است كه ملتهاى مسلمان بايد همواره از امام فقيد خود و زبان گوياى اسلام به ياد داشته باشند. «١» معظم له در يكى از خطبههاى نماز جمعه نيز مىفرمايد:
مسئله حكومت در نظام اسلامى اگر نگوييم اساسىترين و مهمترين [مسئله از] مسائل اسلامى است، حداقل در رديف چند مسئله درجه اول اهميت در اسلام است اگر مسئله حكومت را،