انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١١٤
از قدرتهاى شيطانى و مادّى؛ يعنى تكيه بر اقتدارات بى نهايتى كه خداوند در نهاد انسان قرار داده و از او بكارگيرى آنها را همچون فريضه يى تخلفناپذير، طلب كرده است؛ يعنى اعتماد به وعده الهى در پيروزى مستعضعفين بر ستمگران و مستكبرين به شرط قيام و مبارزه و استقامت؛ ...
در دوران سلطه استكبار، غفلت از توحيد ناب اسلامى و مفهوم زندگى شمول آن بود كه صحنه را براى بتهاى استعمار باز گذارد و به خداوندان زر و زور، فرصت تاخت و تاز داد. دشمنان با نقشههاى از پيش آماده شده، دين را در كشورهاى اسلامى از صحنه زندگى راندند و شعار جدايى دين از سياست را در اين كشورها تحقق بخشيدند. نتيجه اين شد كه پيشرفت علمى غرب بتواند اين كشورها را يكباره به صورت تابعى از كشورهاى صنعتى در آورد و سرنوشت سياسى و اقتصادى آن را براى مدتهاى طولانى و جبرانناپذير، به دست غارتگران غربى بدهد. (١٠/ ٣/ ١٣٦٩)
از اين جهت غايت جهان هستى و آفرينش انسان نيز بازگشت به خداوند مىباشد:
نزديك كردن خودتان به خدا، كه هدف از خلقت ما اين است، هدف از زندگى اين دنيا اين است، هدف از مبارزه براى تشكيل حكومت اسلامى اين است كه انسان بتواند در ظلّ حكومت اسلامى خودش را به خدا نزديك كند. هدف از عدالت اجتماعى حتى اين است ... اما همين عدالت، براى چيست؟ براى اين كه در محيط عادلانه انسانها بتوانند راه بندگى خدا را بىمانع، بىاشكال، بىدغدغه بپيمايند. اين است مسأله. (١٠/ ١٢/ ١٣٧٢)
به لحاظ مبناى انسان شناختى نيز ايشان بر طينت پاك و الهى انسانها اشاره نموده است.
چنين فطرتى مبتنى بر يكسرى استعدادهاى پاك است كه لازم است به دست رهبران الهى و انبياء بارور شود:
انسان مجموعه يك استعدادها است. مجموعه يك خصلتها است. اين خصلتها را پيغمبر در انسانها رشد مىدهد، رشد درست، نه رشد غلط؛ چون ممكن است همين خصلتهايى كه در انسان هست در جهت غلط رشد پيدا كند .. پس اول بايد شناخت و اين شناسايى در اختيار پيغمبران است. در اختيار اولياء الهى است و هنر بزرگ پيغمبران و اولياء و دنبالرو آن پيغمبران كشف استعدادها و خصلتهاى نيك انسان و رشد دادن اين خصلتها است. (١٣٦٣)
از نظر ايشان ماهيت زندگى اجتماعى تلاش مشترك براى نيل به سعادت مىباشد. در اين زمينه انبياء و تعاليم دينى نيز نقشى اساسى ايفا مىكنند: