انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢٢
مفهوم انقلاب اسلامى نخستين گام در مطالعه هر پديده، تبيين مفهومى آن است. شايد به تعداد انديشمندانى كه در مورد انقلاب قلم زدهاند، تعاريفى از انقلاب ارائه شده باشد. اين تعاريف كم و بيش وجوه اشتراك و اختلاف نسبت به يكديگر دارند و هر يك از آنها زاويهاى از زواياى انقلاب را آشكار مىسازد.
آنچه مسلم و قطعى است اينكه بر روى هيچ تعريف مفهومىِ رضايتبخش و مورد پذيرش عموم، اتفاق نظر وجود ندارد.
در كالبدشكافى تعاريف انقلاب به مؤلفههايى نظير دگرگونى بنيادين و ساختارى، تغيير نهادها، جابهجايى نخبگان، خشونت و بىنظمى و ... برمىخوريم كه بر اساس تحليل انقلابهاى جهان، در تعريف انقلاب جاى گرفتهاند. وقوع انقلاب اسلامى ايران كه يكى از بزرگترين پديدههاى تاريخ در قرن بيستم بوده و در زمره مهمترين جنبشهاى سياسى- اجتماعى به شمار مىآيد، تعاريف موجود و نيز نظريههاى انقلاب را به چالش كشيد و ضرورت ارائه تعريف جديدى از انقلاب را به دنبال آورد. «١» وجه عدم اتفاق نظر در درك مفهومى انقلاب، مربوط به پيچيدگى آن به عنوان يك پديده اجتماعى است كه به پيچيدگى و ناشناختگى انسان برمىگردد. با اين وجود گفتنى است كه شايد بتوان از طريق درك اشارت و رمزهاى ضمنى اينگونه دگرگونىها، به تصورى رضايتبخش از معناى انقلاب دست يافت.
انقلاب اسلامى خصوصيات منحصر به فردى دارد كه آن را از ديگر انقلابهاى جهان ممتاز مىسازد و مفهوم جديدى از انقلاب به دست مىدهد. برخى از اين خصوصيات از نظر خلف صالح معمار بزرگ انقلاب اسلامى از اين قرارند:
١. برخوردارى از پشتوانه عظيم فلسفه و فقه و معارف شيعه در طول هزار سال، «٢» ٢. انقلاب اجتماعى همه جانبه همراه با تحول بنيادين در زندگى انسانها، «٣» ٣. استوارى بر پايه فرهنگ و اعتقاد و ايمان در مراحل اوجگيرى و سازندگى انقلاب، ٤. بهرهمندى از رويكرد ارزشى و هدفگيرى اصلاح مفاسد جهانى و بشرى، «٤» ٥. حاكمسازى فرهنگ توحيدى به جاى فرهنگ الحادى و استبدادى، «٥» ٦. شكلگيرى بر مبناى نظم و انضباط انقلابى. «٦»