انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٤٥
شاگردان او قرار گرفتند. آن بزرگوار در دوران تبعيد و در فرصتى كه براى تبيين اسلام ناب و حقيقت دين الهى يافته بود دردمندانه مىفرمايد:
مبلّغينى كه در حوزههاى روحانيت درست كردند وعُمّالى كه در دانشگاهها و مؤسسات تبليغات دولتى يا بنگاههاى انتشاراتى داشتند و مستشرقينى كه در خدمت دولتهاى استعمارگر هستند، همه دست به دست هم داده در تحريف حقايق اسلام كار كردند، به طورى كه بسيارى از مردم و افراد تحصيل كرده نسبت به اسلام، گمراه و دچار اشتباه شدهاند. اسلام دين افراد مجاهدى است كه به دنبال حق و عدالتاند و دين كسانى است كه آزادى و استقلال مىخواهند. مكتب مبارزان و مردم ضد استعمار است اما اينها اسلام را طور ديگرى معرفى كردهاند و مىكنند. تصور نادرستى در اذهان عامه به وجود آورده، و شكل ناقصى كه در حوزههاى علميه عرضه مىشود براى اين است كه خاصيت انقلابى و حياتى اسلام را از آن بگيرند و نگذارند مسلمانان در كوشش و جنبش و نهضت باشند «١» بعد از پيروزى انقلاب نيز بارها اين انديشه و تفكر را مورد نقد و اعتراض قرار دادهاند، از جمله:
مسئله جدا بودن دين از سياست مسئلهاى (است) كه با كمال تزوير و خدعه طرح كردند، حتى ما را هم مشتبه كردند، حتى كلمه آخوند سياسى يك كلمه فحش است در محيط ما ... از بس تزريق شده است از بس اشتباه كارى شده است ما خودمان هم باورمان آمده است كه دين از سياست جدا است آخوند در محراب برود و شاه هم مشغول دزدىاش باشد. «٢» خلف صالح امام و شاگرد برجسته ايشان حضرت آيةاللَّه خامنهاى نيز مىفرمايد:
... مگر اسلام و احكام نورانى آن براى اداره و هدايت زندگى مادى و معنوى انسانها نيست؟ و مگر ديانت در اسلام با سياست آميخته نيست؟ اين از جمله ى دردهاى بزرگ عالم اسلام است كه تحجر و كوتهبينى و دنياطلبى جمعى همواره در خدمت غرضورزى و حسابگرىهاى خباثتآلود جمعى ديگر قرار گيرد و قلمها و زبانهايى كه بايد در خدمت به اسلام و در جهت تبيين حقايق آن به كار مىافتاد، ابزارى در دست دشمنان هوشيار و توطئهگر اسلام گردد. اين همان مصيبتى است كه امام راحل (رضوان اللَّه تعالى عليه) بارها به تلخى از آن سخن گفته و ناليدهاند و جاى آن است كه هوشمندان امت، عامه مردم را با آن آشنا ساخته، مرز ميان علماى صادق و دين به دنيا فروشان مزدور را براى آنان مشخص سازند. «٣»