انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٤٠٢
آنچه ملتها را به تغيير وضع موجود و رسيدن به نظام عادلانه جهانى ترغيب مىسازد، ناشى از اصلِ محورى عدالت در نظم نوين جهانى است، زيرا با اجراى عدالت، به مهمترين نيازهاى بشرى پاسخ داده مىشود.
ملتها عدالت را دوست دارند، تشنه عدالت هستند و اگر ببينند ملتى پرچم عدالت را در دست گرفته است و در مقابل قلدرها و زورگوهاى عالم و در راه عدل، فداكارى و ايستادگى مىكند دلگرم و اميدوار مىشوند. «١» از سوى ديگر آنچه به تحقق عدالت اجتماعى يارى مىرساند، مربوط به تربيت انسانهاست كه از نقش تعيين كننده برخوردار مىباشد:
عدالت اجتماعى يك اصل است، يك هدف اصلى و والاست، امّا عدالت اجتماعى در صورتى در جامعه تأمين مىشود كه افراد در جامعه تربيت شده باشند، ظلم نكنند و زير بار ظلم نروند. «٢» رهبر معظم انقلاب بر لزوم مقابله با قدرتهاى بزرگ از طريق بيدارى ملتها تأكيد دارند:
بيدارى ملتها و آگاهى يافتن آنان از ماهيت و نقش نظام سلطه بزرگترين پشتوانه دولتهاى جهان سوم و مايه قدرتى حقيقى در برابر سلطه است. «٣» آرى. بيدارى اسلام، محاسبات استكبارى را به هم ريخته و معادلات جهانى مطلوب مستكبران را تغيير داده است. از سوى ديگر، پيدايش و رشد انديشه هاى نوين اسلامى در چارچوب مبانى و اصول اسلام و نوآورى در عرصه سياست و علم، بالندگى و پويايى مكتب اسلام را در عمل به اثبات رسانده و ميدانى وسيع در برابر متفكران و روشن بينان جهان اسلام گشوده است. «٤» ايشان قدرت واقعى را مربوط به ملتها مىدانند و مىفرمايند:
قدرت واقعى، عبارت است از قدرت ملتى كه اولًا آگاه باشد پيرامون او چه مىگذرد، ثانياً به حق و راه خود ايمان داشته باشد، ثالثاً تصميم بگيرد كه اين راه را ادامه دهد. اگر ملتى اين سه خصوصيت را داشت هيچ قدرتى در دنيا از او قوىتر نيست.» «٥» لذا «سياست مراكز اقتدار بينالمللى از اوائل اين قرن تا امروز هميشه اين بوده كه ملتها را از معادله قدرت جدا كنند ... چون اگر ملتها در معادله قدرت وارد بشوند، دستگاه اقتدار طلب استكبار شكست خورده است. «٦» آنگاه با توجه به تقابل قدرتهاى استكبارى با ملتها، نظام بينالملل آينده را از آن اسلام و انسانهاى آگاه و بيدار مىدانند و مىفرمايند: