انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٩
در اين مسير ابتدا مىبايست اسلام را فرا گرفت، گنجينه روح و انديشه را بايد غنى كرد، زيرا تا انسان خود را غنى نكند نمىتواند بجوشد و راهبر ديگران باشد. لذا ايشان كه هم در دروس سطوح عالى حوزه شركت مىكردند و هم دروس سطح و تفسير را براى ديگر فضلا تدريس مىكردند نظرشان اين بود:
قبل از پيروزى انقلاب ... به طلبههاى خودم در مشهد مىگفتم شما اگر بخواهيد در راه مبارزه و مؤثر باشيد و يك عنصر كار ساز و و گره گشا به حساب بياييد، در صورتى اين تحقق پيدا خواهد كرد كه اسلام را بشناسيد. بدون فهم قرآن و حديث نمىشود اسلام را شناخت ... چه كسى قرآن و حديث را مىفهمد؟ آن كسى كه در راه فهم قرآن و حديث يعنى همين فقاهت سالها كار كرده است ... به آنها مىگفتم بىمايه فطير است. اگر مايه درست نكنيد فايده ندارد «١» پس از دريافت و درك اسلام مىبايد آن را به جامعه و عامه مردم هم انتقال داد. بنابراين مهمترين اشتغال ايشان در مسير مبارزه علاوه بر توشهگيرى از خرمن گنجينههاى حيات بخش اسلام در حوزه از سالهاى ٤٣ به بعد فعاليتهاى ايدئولوژيك و سياسى در سطح حوزه و دانشگاه و به تدريج در سطح كلى جامعه در مشهد بود كه سرچشمه بيشتر حركتهاى تند انقلابى در همان سال و سالهاى بعد محسوب مىگشت. حاصل اين فعاليتها جلسات درسى بزرگ و پر جمعيت تفسير و حديث و انديشه اسلامى به همراه ترجمهها و تأليفات متعددى در زمينه انديشه اسلامى بود. «٢» كه دستگيرى و بازداشتهاى متوالى در سالهاى ٤٦ و ٤٩ و ٥٠ را در پى داشت. كانون اين حركتها مسجد بود و اولين مسجد، مسجد امام حسن (ع) در خيابانى خلوت و دور افتاده با فضايى كوچك و جمعيتى حدود ٢٠ نفر مركب از چند پيرمرد و آدمهايى متوسط كه با امامت ايشان و شروع سخنرانيها جانى تازه گرفت و محل جذب جوانان گشت:
در طول مدت خيلى كمى، اين مسجد از جمعى پر شد به طورى كه ديگر جا تنگ شد ... در مدت شايد دو سه ماه آوازه اين مسجد در مشهد بخصوص در ميان جوانها پيچيد. «٣» همين آوازه، بانى و كسبه مسجد تازه تأسيس كرامت را بر آن داشت تا براى رونق مسجدشان پيشنمازى مسجد را به او بسپارند:
مرا بردند آن مسجد و اجتماع زيادى در آنجا تشكيل شد ... كه واقعاً يك حركت فكرى در بين قشرهاى متوسط ايجاد شد. «٤»