انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٥
سلطه بلا منازع امريكا در ايران و به تبع آن اجراى سياستهاى امريكايى و تزريق فرهنگ بيگانه، بزرگترين بلا براى يك ملت، يعنى فراموشى فرهنگ خودى و وادادگى در مقابل فرهنگ بيگانه را بر سر آنان فرود مىآورد:
فرهنگ تحميلى زوركى آن هم زوركى از نوع جديد را به خورد ما دادند. «١» فرهنگى كه خصوصيت بارز آن برنامه ريزى براى فساد انسان است:
فرهنگى است كه ارزشهاى انسانى، درخشندگى انسانى فضيلتهاى انسانى در آن فرهنگ مورد دشمنى و بغض است؛ فرهنگى است كه در اختيار خداوندان زر و زور و امپراتوران قدرت و ابزارى در اختيار آنهاست. با اين فرهنگ در صددند نسل بنى آدم را از همه فضايل انسانى تهى كرده و انسانها را به موجودات فاسد تبديل كنند. انسانها را به موجودات مطيع و تسليم تبديل كنند انسانها را از ياد خدا و معنويت غافل كنند «٢» در اين راه سعى مىكردند كه تنها مانع سر راه خويش يعنى روحانيت را با برنامهاى دقيق و فرهنگى بردارند:
ساليان متمادى به صورت مستمر كار فرهنگى شده بود براى اين كه روحانيون را از چشم مردم بيندازند و اين مزاحم را از سر راه دور كنند. يك برنامه ريزى كاملًا حساب شده و دقيق بوده و هدفشان هم اين بود كه روحانيون كه مانع پيشرفت سياستهاى خارجى و استعمارى اعمال شده به وسيله پهلوى بودند از سر راه برداشته شوند. «٣» دشمنان مىدانستند كه اگر بخواهند اين كشور را در قبضه داشته باشند بايد چيزى به نام دين و ايمان دينى در اين كشور نباشد و براى آن بايد بساط روحانيت را برچينند. سنگينترين تبليغات و سخت گيرانهترين فشارها بر عليه روحانيت به كار گرفته مىشد تا از صحنه خارج شوند. اختناق وحشت انگيزى پس از ١٥ خرداد با حمايت امريكاييها در كشور حاكم شده بود:
اختناق آن قدر زياد بود كه اصلًا تصور نمىكرديم ممكن است كسى بتواند به زبان صريح و روشن، روزِ روشن جلوى چشم مردم حرف سياسى به كسى يا به دوستى بزند يا كاغذى را به او بدهد يا كاغذى را از او بگيرد. از بس فشار و خفقان بود، به كوچكترين سوءظن افراد را مىگرفتند و به خانهها مىريختند زندگى از لحاظ سياسى زندگى سختى بود يعنى زندگى سياسى بسيار زندگى سختى بود. «٤»