انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٨٥
بر ضرورت وجودى آن عدهاى نيز فائده وجودى آن را مورد ترديد قرار دادهاند، و آن را منشأ شرور و مشكلات و گرفتاريهاى اجتماعى تلقى كردهاند و آرمان زيست بدون دولت و حكومت در ادبيات سياسى معاصر وجود دارد. «اما در ادبيات سياسى اسلام حكومت از حقوق الهى دانسته شده است كه ضرورت آن همسنگ هدايت و سعادت بشر تلقى گرديده است. بدين جهت است كه در اصل حكومت هيچ متفكر مسلمانى ترديد نكرده است، زيرا حقوق الهى قابل اغماض و اسقاط نيست. بر همه مسلمين واجب است كه شرايط تحقق اين حكومت را به وجود بياورند در انديشه سياسى مقام معظم رهبرى «حق حكومت» از ناحيه خداوند هيچگاه قابل تفويض نيست. حتى به پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) نيز واگذار نشده است؛ حقى است الهى كه از مجارى خاصى با شرايط ويژهاى اعمال مىشود و در همان حالى كه انسانهايى متولى اداره و اجراى قدرت سياسى هستند حكومت متعلق به خداوند است. در فقه سياسى مشهور ما، واگذارى اين حق با اصطلاح «السلطنة من قبل اللَّه» پذيرفته شده است: «الاصل عدم ثبوت الولاية لاحد بشىء من الامور المذكوره» (التصرف فى الاموال والانفس) خرجنا عن هذا الاصل فى خصوص النبى والائمه صلوات اللَّه عليهم اجمعين ... ان للامام سلطنة مطلقة على الرعية من قبل اللَّه، «اصل اولى آن است كه هيچكس حق حكومت بر ديگران را ندارد. پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) از اين اصل استثناء شدهاند و امام از طرف خداوند داراى ولايت و سلطنت مطلق بر مردم است.» «١» مقام معظم رهبرى مىفرمايند:
سرپرستى جامعه متعلق به خداى متعال [است] ولايت يعنى حاكميت و سرپرستى در جامعه اسلامى، طبيعتاً چيزى جدا از ولايت و سرپرستى و حكومت در جوامع ديگر است در اسلام سرپرستى جامعه متعلق به خداى متعال است هيچ انسانى اين حق را ندارد كه اداره امور انسانهاى ديگر را برعهده بگيرد اين حق مخصوص خداى متعال است كه خالق و منشى و عالم به مصالح و مالك امور انسانها، بلكه مالك امور همه ذرات عالم وجود است. خود اين احساس در جامعه اسلامى چيز كمنظيرى است. هيچ قدرتى، هيچ شمشير برايى، هيچ ثروتى، حتى هيچ علم و تدبيرى به كسى اين حق را نمىدهد كه مالك و تصميمگيرنده درباره سرنوشت انسانهاى ديگر باشد اينها ارزش هستند. حق توليت امور و زمامدارى مردم را به كسى اعطاء نمىكند اين حق متعلق به خداست. خداى متعال اين ولايت و حاكميت را از مجارى خاصى اعمال مىكند يعنى