انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٨١
٢. مسئله قدرت سياسى قدرت از مفاهيم اساسى، سيّال و انتزاعى و از مسائل مهم فلسفه سياسى است. از منظر مقام معظم رهبرى، قدرت پديدهاى ذو ابعاد و همه جانبه و قابل انطباق بر مصاديق گوناگون است. در تعريف آن مىفرمايند:
قدرت عبارت است از آمادگيها و صلاحيتهاى گوناگونى كه وقتى در يك موجود، در يك ملت، در يك انسان، جمع شد، آن را به صورت يك موجود مقتدر درمىآورد. صلاحيت فرهنگى، صلاحيت فنى، صلاحيت اخلاقى، صلاحيت مالى، صلاحيت نظامى، اين قابليتها وقتى در يك ملت جمع شد، اين ملت مىشود مقتدر. «١» ايشان بين قدرت و اقتدار و ابهت و نفوذ تفاوت قائل مىشوند. برخلاف سه مفهوم اخير، قدرت را عبارت از پديدهاى مىدانند، كه به وسيله ابزار مادى منشأ ايجاد فعل مىشود. انسان در عرصه سياست يا در صحنه اجتماع به خاطر اين كه با ابزار مادى كه در اختيار دارد قدرتمند مىشود؛ توانايىِ اتكا به ماديات دارد. البته خداى متعال هم قدرت دارد اما اين قدرت متكى به ماديات نيست. «٢» بنابراين دنياى صنعتى امروز اگر قدرت اقتصادى نداشته باشد، قدرت سياسى هم نخواهد داشت. دنياى صنعتى اگر پول نداشته باشد، اگر نفت نداشته باشد، اگر كارخانه نداشته باشد يك شير بىيال و دم و اشكم خواهد بود. نفوذ و ابرقدرتى خود را از دست خواهد داد. «٣» در تعبيرات رايج در زبان عربى براى حاكم، از عباراتى چون سلطان، ملك، استفاده مىشود. كلمه سلطان در بطن خود متضمن مفهوم سلطه در حاكم است يعنى آن كسى كه حاكم هست از اين بُعد سلطهگرى او مورد توجه است. ديگران نمىتوانند در شعور مردم و امور مردم دخالت كنند، اما او مىتواند. ملك، ملوكيت، مالكيت، متضمن مفهوم تملك مردم يا سرنوشت مردم است. «٤» انواع قدرت مقام معظم رهبرى گونههاى مختلفى از قدرت را نام مىبرند، از جمله قدرت معنوى، «٥» قدرت سياسى، «٦» قدرت ديپلماسى «٧» قدرت اقتصادى، قدرت انسانى، قدرت ملى، قدرت نظامى، «٨» قدرت فرهنگى «٩» در مورد قدرت نظام جمهورى اسلامى مىفرمايند: