انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٧٣
او مفهوم عام «فلسفه مدنى» را شامل دو نوع دانش مىداند و در تعريف آن مىگويد: «فلسفه مدنى دو قسم است: قسم نخست به شناخت افعال خوب و اخلاق جميله كه از آن صادر مىشود و توانايى بر اسباب آنها و ... مىپردازد و صناعه خلقى ناميده مىشود و قسم دوم عملى است شامل معرفت بر امورى كه موجب تحصيل اشياء جميله براى اهالى شهرها و توانايى كسب و حفظ آنها توسط آنان مىشود و اين علم را «فلسفه سياسى» ناميدهاند. «١» برخى از متفكران معاصر هم در تعريف خود به همان مضمون فارابى اشاره دارند و مىنويسند: «تمام اعمال سياسى ذاتاً جهتى به سوى معرفت به ماهيت خير دارند؛ يعنى به سوى معرفت به زندگى خوب يا جامعه خوب؛ زيرا جامعه خوب همان سعادت كامل سياسى است. اگر اين جهتگيرى به سوى معرفت به خير تصريح شود و اگر انسانها هدف صريح خود را كسب معرفت نسبت به زندگى خوب و جامعه خوب قرار دهند، فلسفه سياسى پديدار مىشود ... در اصطلاحِ «فلسفه سياسى» كلمه فلسفه بيانگر روش بحث از مقوله سياسى است؛ روشى كه هم فراگير است و هم به ريشه مسأله توجه دارد. كلمه سياسى هم بيانگر موضوع بحث است و هم كار ويژه اين مشغله را نشان مىدهد ... فلسفه سياسى شاخهاى از فلسفه است كه با زندگى سياسى، يعنى زندگى غير فلسفى و زندگى بشرى، بيشترين نزديكى را دارد. «٢» در حقيقت «فلسفه بايد ما را به معرفت كامل برساند. بايد ببينيم در جامعه بشرى در وادى معرفت چه كارهايى مىشود. بايد در حوزههاى پى در پى، كارهاى جديد، افكار جديد، روشها و متدهاى جديد مطرح بشود.» در عنوان «مسائل فلسفه سياسى اسلام از منظر مقام معظم رهبرى» لازم است مقصود از دو قيد «مسائل» و «اسلام» نيز روشن شود. در بررسى يك دانش معمولًا به زواياى هشتگانه آن پرداخته مىشود «٣» كه مسائل هر دانشى بيشترين حجم مباحث را به خود اختصاص مىدهد، اما در اين مقاله كه بنا بر اختصار است، به ناچار به كليات مسائل و يا برخى از مسائل اساسى فلسفه سياسى از منظر مقام معظم رهبرى اشاره مىشود. در مورد قيد «اسلام» هم نگارنده از مجموع كاربردهاى رايج براى اين قيد، پنج معنا را در نظر دارد كه آن را در انديشه سياسى ايشان رديابى مىكند:
١. فلسفه سياسى اسلام به معناى فلسفه سياسى مسلمانان است. و هر متفكرى مىتواند با توجه به درك و فهم خويش از اسلام يك فلسفه سياسى داشته باشد همان طورى كه فارابى،