انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٧٢
تمايز قائل شدهاند، در حالى كه به دومى اعتراف دارند، اولى را منكر شدهاند. در مقابل، برخى هر دو مورد را امكانپذير و بر وجود آن دو اصرار دارند. استدلال منكران آن است كه فلسفه سياسى، تأملات عقلى بشرى بوده و با تأملات قطعى وحيانى مانند آموزهها و معارف اسلامى متفاوت است. مرز فلسفه سياسى در جايى است كه پاى وحى در ميان نباشد. در فلسفه سياسى، عقل به عنوان ابزارى قوى و انتزاعى از مقدمات بديهى كار خود را آغاز مىكند و ذهن انسان را به سمت هدف رهنمون مىشود و همه پديدههاى سياسى با ترازوى خرد انسانى ارزيابى مىشود.
اين نوشتار بر پيشفرض امكان و وجود فلسفه سياسى در اسلام استوار شده است و بالطبع وظيفه خود مىداند تا مسائل فلسفه سياسى اسلام را كه متأخر از اصل دانش يا نگرش و مترتب بر وجود آن است بررسى نمايد.
مقام معظم رهبرى عقل و وحى را در مقام تفكر قابل جمع مىدانند و مىفرمايند:
سياست اسلامى بر مبناى فلسفه اسلامى استوار است؛ بريده از فلسفه الهام گرفته از قرآن نيست.
به طور مجمل سياست ما برمبناى ايجاد يك روابط منطقى و معقول و دور از هرگونه ستيزهگرى بيجا و همچنين دور از قبول هرگونه سلطه و تحميل در رابطه با مردم جهان است. «١» و در جاى ديگر در مورد نسبت فلسفه اسلامى و كلام مىفرمايند:
حكمت و كلام هم لازم است. حكمت و كلام هم به مثابه تأمين كننده شالوده اساسى نظام فكرى و نظام عملى و امروز نظام سياسى است. مبادا تصوّر بشود كه ما يك مشت فقيه عالى مقام تربيت كنيم و حكمت و كلام را بيندازيم كنار! ابداً! اين اشتباه بزرگى است! حالا مذاقهاى افراد در زمينه حكمت الهى، متفاوت است. بعضى معتقد به شيوهيى در كار فهم فلسفه اسلامى هستند. برخى معتقد به شيوه ديگرى هستند. به هر حال فلسفه اسلامى و كلام اسلامى، كه به گفته بعضى از صاحبنظران، كلام اسلامى هم در دورههاى متوسط و اخير، در حقيقت همان فلسفه است. كه لباس كلام پوشيده است كه حرف بيراهى هم نيست. «٢» فلسفه سياسى (قيد وصفى) يا فلسفه سياست (قيد اضافى) در تعريف پسينى به تعبير برخى از فيلسوفان سياسى «٣» عبارت از آن چيزى است كه موضوع مشترك يك سلسله كتابهاى مشهور مانند جمهور افلاطون، سياست ارسطو، آراء اهل المدينةُ الفاضله فارابى است. در جهان اسلام اين اصطلاح اولين بار توسط حكيم ابونصر فارابى در كتاب «التنبيه على سبيل السعادة» به كار رفت.