انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٦٢
حضرت آيةالله خامنهاى در تبيين فلسفه نبوت و نياز به وحى مىفرمايد:
حواس ظاهرى و غرائز نهانى و برتر از آن، دانش و معرفت بشر براى هدايت وى به سر منزل سعادت بسنده نيست، و آدمى را به هدايتى فراتر از هدايت خرد- كه راهبر و دستگير و نيرو بخش خرد باشد- نياز- هست و اين هدايت وحى است. وحى از سوى خداوندى كه آفريننده آدمى و بيناى نقيصهها و نيازها و دردها و درمانهاى او است اين منطق همه اديان عالم و فلسفه نبوت است.
نبى به موجب اين نياز مبعوث مىگردد و برنامهيى را كه بر آورنده اين نياز است اجراء مىكند. «١» كار انبياء آن است كه به كمك و حمايت از عقل، جامعه انسانى را به سوى حق و سعادت سوق داده و زندگى و جامعهاى هم سنگ و هماهنگ با فطرت و آفرينش وحى بوجود آوردند و زمينه و فرصت شكوفايى و رشد و به فعليت رسيدن استعدادها و توانمندىهاى تمام افراد بشر را فراهم سازند.
نبى در وضع نابسامان و منحرف اجتماعى ظهور مىكند تا به نظام انسانى سامان دهد و آن را به فطرت خود بازگرداند. بشر كه سرشتى همساز و هماهنگ با سرشت جهان دارد آنگاه به مسير طبيعى و فطرى خود كه راه تكامل او است در مىآيد كه در مجراى نظامى فطرى و الهام يافته از فطرت جهان و انسان قرار گيرد و با مقرراتى كه با ساختمان روحى و جسمى اش متناسب باشد (حق) اداره شود. در اين صورت است كه با شتاب طبيعى به سوى تعالى و تكامل مقدر خويش پيش مىرود.
دست جهالت و غرض، در طول تاريخ، راه انسانيت را بر گردانيده و با تحميل نظامهاى غير انسانى، او را از اين مسير فطرى برون برده است (باطل) و انبياء بر سر آنند كه او را بدين مسير باز گردانند. از اين بيان مىتوان دانست كه:
نبى در جامعه جاهلى و انحرافى معاصر خود دگرگونى بنيانى و همه جانبهاى بايد پديد آورد و نظام اجتماعى غلط را به نظامى صحيح و حق بدل كند. و اين است آن رستاخيزى كه پس از بعثت نبى، در متن جامعه پديد مىآيد. «٢» در بين نعمتهاى نامحدود و پايانناپذير الهى، نعمت ارسال رسل و انزال كتب، از همه نعمتها برجستهتر و در تأمين هدايت و تقويت قدرت عقلانى بشر در مواجهه با تمايلات و گرايشات غير انسانى مؤثرتر است. لذا قرآن بر آن منت نهاده، مىفرمايد: