انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٥٦
سياسى متناسب با مبانى خود، ديدگاه ويژهاى را ارائه كرده است، «١» اما در جهان بينى توحيدى هيچ حكومت و حاكميت و سلطهاى مشروعيت و حقانيت نمىيابد مگر آنكه منصوب و مأذون از طرف خدا و در راستاى ولايت و حاكميت الهى باشد. آية اللَّه خامنهاى پس از بيان انحصار ولايت و حاكميت به خدا مىفرمايد:
... خداى متعال اين ولايت و حاكميت را از مجارى خاصى اعمال مىكند، يعنى آن وقتى هم كه حاكم اسلامى و ولىامر مسلمين چه بر اساس تعيين شخص (آن چنان كه طبق عقيده ما در مورد اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام تحقق پيدا كرد) و چه بر اساس معيارها و ضوابط انتخاب شد، وقتى اين اختيار به او داده مىشود كه امور مردم را اداره بكند باز اين ولايت خدا است اين حق، حق خداست و اين قدرت و سلطان الهى است كه بر مردم اعمال مىشود. آن انسان- هر كه و هر چه باشد- منهاى ولايت الهى و قدرت پروردگار هيچ گونه حقى نسبت به انسانها و مردم ديگر ندارد. خود اين يك نكته بسيار مهم و تعيين كننده در سرنوشت جامعه اسلامى است. «٢» و در بيانى ديگر مىفرمايد:
عبوديتِ يكسانِ همه موجودات در برابر خدا مستلزم آن است كه هيچ يك از بندگان خدا خود سر و مستقل حق تحكم و فرمانروايى بر بندگان ديگر نداشته باشد (نفى طاغوت) و زمامدار و مدير و مدبر امور زندگى انسانها فقط كسى باشد كه خدا خود به حكومت برگزيده است يا به شخص مانند امامان معصوم (ع) و يا به علائم و ملاكها مانند حاكم اسلامى در زمان غيبت امام معصوم (ع). «٣» و در تفسير توحيد از ديدگاه خطمشى اجتماعى مىگويد:
حق ولايت و سرپرستى جامعه و زمامدارى زندگى انسان را نيز از هر كسى به جز خدا نفى مىكند ... حكومت و زمامدارى انسان حق ويژهى خدا است كه به وسيله منصوبان خدا- آنان كه بامعيارها و الگوهاى تعيين شده در ايدئولوژى الهى از همه كس منطبقترند- به مرحله تحقق در مىآيد و به وسيله آنان نظام الهى پاسدارى و مقررات الهى اجرا مىگردد. «٤» ٣- ١- ٢. انحصار قانون گذارى به خدا:
يكى از لوازم مهم جهان بينى توحيدى اختصاص و انحصار جعل قانون به خداست. توحيد صلاحيت طراحى و كارگردانى و قانونگذارى را مختص خدا و بخشى از حاكميت الهى دانسته و متابعت احكام و قوانين ديگران را ممنوع و شرك مىداند. در اين رابطه نيز آية اللَّه خامنهاى در بيانى كوتاه و گويا با استناد به آيات قرآن مىفرمايد: