انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٤٧
و مدعيان مسيحيت با علم و نوآورى بود و به عنوان دست آورد بزرگ نهضت رنسانس و تولد دوباره غرب شمرده مىشود و در فرايند رشد تدريجى مورد استقبال و تمسك بسيارى از دانشمندان و روشنفكران و حتى مبلغان دين قرار گرفت و توانست در اكثر كشورها به حاكميت كامل برسد. دور از واقع نيست اگر بگوييم تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى، انديشه حاكم و مبنايى همه حكومتها و نظامهاى سياسى، سكولاريسم و عدم دخالت دين در حاكميت و اداره حكومتها بود و يكى از بزرگترين دستآوردهاى انقلاب اسلامى ايران و شكلگيرى نظامى با ماهيت دينى، به چالش كشاندن سكولاريسم در تمام نقاط دنيا و افول و سرنگونى آن در ايران بود. دستآوردى كه نه تنها استكبار جهانى بلكه حاكمان ستمگر و دست نشاندگان مستبد را به هراس انداخت.
گرچه شكلگيرى سكولاريسم در غرب به حسب ظاهر داراى فرايندى طبيعى و محصول موضعگيرىهاى انحرافى و اشتباه كليسا مىباشد و به زعم طرفدارانش توجيه منطقى و علمى دارد، لكن طرح آن در كشورهاى اسلامى و امتهاى مسلمان به ويژه شيعيان، انحرافى بس بزرگ و مستلزم دورى از حقيقت دين اسلام است. اسلامى كه علم و خرد ورزى را از امتيازات انسان و از فضائل اكتسابى و تكليف همگانى دانسته و براى آن محدوديت زمانى و مكانى قائل نيست و نه تنها پيشرفت علوم و عالم شدن انسانها را تهديد دين دارى نمىداند بلكه اساس و بنيان همه معارف و تعاليم خود رابر علم و تعقل قرار داده است و هيچ يك از دستورات و احكامش غير علمى و غير عقلانى نمىباشد، اين اسلام كجا و مسيحيت و كليساى دشمن علم و خردورزى كجا؟! در غرب وقتى جريان تقابل علم و دين شكل گرفت و تمدن و آزادى و بها دادن به شخصيت انسان با تعاليم كليساى قرون وسطايى در تضاد قرار گرفت، روشنفكران ديندار را به سوى اين راه حل سوق دادكه زندگى انسان را به دو بخش دنيوى و اخروى و به تعبير ديگر طبيعت و ماوراء طبيعت تقسيم نمايند و آبادانى دنيا و طبيعت را در حوزه علم، و سامان دهى به آخرت و ماوراء طبيعت را در قلمرو دين قرار دهند و بدين وسيله دين و علم را با هم، لكن هر كدام را در جاى خودبه كارگيرند و اين يعنى سكولاريسم. اما در اسلام چنين تقابل و تضادى جايى ندارد. اسلام هم علم، هم شخصيت الهى انسان و آزادى و خردورزى و حاكميت او بر جهان آفرينش را به بهترين شكل تبيين كرده و خيلى بيشتر از اومانيسم و ليبراليسم انسان را تحويل گرفته است.
لذا در بين پيروان چنين دينى سكولاريسم زمينه و فرصت نفوذ ندارد مگر آنكه اسلام را هم