انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٤٦
و با اشاره به احساس امنيت و رضايت دشمنان از اسلامى كه به وسيله متحجرين تبليغ مىشود مىفرمايد:
... از جملهى پديدههاى پر معنى آن است كه در تمام مدت مبارزات و نيز سالهاى پس از پيروزى علماى متحجر و بىخبر از حوادث كشور و دور از جريانهاى سياسى، هيچ گاه در معرض تهاجم دشمنان قرار نگرفتند؛ بلكه حتى گاه مورد ستايش و تمجيد نيز واقع شدند و حملات جسمى و تبليغى و حتى نهضت ارتجاع و واپسگرايى از سوى روشنفكر نمايان عامل بيگانه، تنها متوجه علما و روحانيونى شد كه از لحاظ انديشهى سياسى و نوآورىهاى عرصه علم و عمل، درخشيده و به عنوان قشرى پيشرو و مترقى و آگاه شناخته شدهاند. «١» معظم له در معرفى اسلام ناب مىفرمايد:
اسلام ناب اسلامى است كه بايد ابوجهلها از آن بترسند؛ اگر اسلامى بود كه ابوجهلها و ابوسفيانها از آن نترسيدند و با آن دشمن نبودند بايد در اسلام بودنش شك كنيم! آن اسلامى هم كه طبقات مستضعف و محروم به آن اميدوار نشوند و دل ندهند اسلام نيست! اسلامى كه نتواند آرزوهاى خفته و فرو كشته قشرهاى مظلوم را در سطح دنيا (نه فقط در سطح كشور خودمان) زنده و احيا كند شك كنيد در اين كه اين دين اسلام باشد. «٢» ب: روشنفكران سكولار:
گروه ديگرى جدايى دين از سياست را از منظرى ديگر دنبال كرده و مىكنند. اينان با تأثيرپذيرى و انفعال در برابر فرهنگ غرب و نسخه بردارى از آنچه بعد از رنسانس در رابطه با مسيحيت و سياست و علم در غرب اتفاق افتاد بر اين باور بوده وهستند كه گرچه دين و سياست تقابل و ضديت ندارند، اما تلازم و پيوندى هم ندارند و مادامى كه در حوزه و قلمرو ديگرى دخالت نكنند، مىتوانند كنار هم باشند و ادامه حيات بدهند. روشنفكران معتقد به سكولاريسم گر چه از نظر فكرى و پايبندى به دين در نقطه مقابل متحجرين و مقدس مابان قرار دارند لكن در جدايى دين از سياست وحدت نظر دارند با اين تفاوت كه اينان دين و سياست را مانعةالجمع نمىدانند لكن قلمرو آنها را متمايز و جداى از هم مىشناسند.
سكولاريسم به معناى تدبير زندگى انسان (به ويژه اداره حكومت و سياست) بدون دخالت دين، عكس العمل عملكرد فكرى و عملى كليسا در دوران قرون وسطى ونتيجه تقابل روحانيت