انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٣٦٧
٢. كاستىها مقدمه: مشكلات و كاستىهاى فراوانى در جهان اسلام وجود دارد. بخشى از اين كاستىها به مردم و برخى ديگر به دولتهاى مسلمان بر مىگردد، مثلًا بسيارى از حاكمان و كارگزارانِ كشورهاى اسلامى نالايقاند و از اين رو، هيچ علاقهاى به بسيج امكانات كشورشان براى مقابله با كاستىها نشان نمىدهند. در مرحله بعد، برخى از مسلمانان هم روحيه كافى براى برخورد با كاستىها ندارند، و از انسجام درونى برخوردار نيستند. اگر چه به نظر مىرسد در روند برطرف كردن كاستىها، نخست دولتهاى اسلامى بايد گام برداند، ولى ملتهاى مسلمان هم بايد بخواهند، تا كاستىها به كمك دولتها جبران شوند. برخى از اين كاستىها عبارتند از:
١- ٢. ضعف روحيه برخورد با دشمن:
همه لطمات جبران ناپذيرى كه تا كنون از سوى استعمارگران ديروز و مستكبران امروز به امت اسلامى وارد شده، عمدتا ناشى از ضعف نفس و ضعف روحيه دولت يا ملتهاى مسلمان بوده است. مسلمانان نشان نمىدهند كه جهان اسلام داراى قدرت برخوردار است، و مىتواند در برابر تجاوز و دشمنى آمريكا و يا هر متجاوز ديگرى بايستد، در حالى كه ايستادگى ملتها، دشمن را به ستوه مىآورد، و او را در رسيدن به هدف هايش ناكام مىسازد. اگر رهبران و ملت فلسطين، همين شجاعت فداكارانهاى كه امروز انتفاضه اسلامى در برابر صهيونيستها از خود نشان مىدهد، در آغاز تشكيل دولت غاصب صهيونيست نشان مىدادند، اين سرنوشت مرارت بار و زهر آگين براى فلسطين رقم نمىخورد و اگر امروز سران نهصتهاى اسلامى و مردم مؤمن، سختىهاى مبارزه را بر خود هموار كنند، بىگمان امت اسلامى آينده شيرينى را به دست خواهد آورد. «١» ٢- ٢. ترس از جان، مال و مقام:
زمانى كه خواص طرفدار حق در يك يا چند جامعه مسلمان يا اكثريت خواص، چنان مىشوند كه دنيا برايشان اهميت پيدا مىكند، و لذا از ترس جان و از ترس از دست دادن مال و از ترس از دست دادن مقام و پست و از ترس منفور شدن و تنها ماندن حاضر مىشوند، حاكميت باطل را قبول نمايند، ديگر در مقابل باطل نمىايستند، از حق طرفدارى نمىكنند و جانشان را به خطر نمىاندازند. در اين صورت، شهادت مفهوم خود را از دست مىدهد، حكومت ظالم بر مسند قدرت مىنشيند، و يا اين كه حكومتى ظالم، تقويت و تثبيت مىشود. «٢»