انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٢٧
پيمود كه رسول اعظم (ص) پيمودند «١» و فلسفه انقلاب نيز همان حركت نبوتها در طول تاريخ براى حمايت از مستضعفان و كوبيدن گردنكشان و سلطهگران و طاغوتها به سنگ است. «٢» ايشان وجوه شباهت فراوانى را ميان انقلاب اسلامى ايران و صدر اسلام در زمينههاى دوران تبليغ، كادرسازى، مبارزه، جنگها، شهدا و جانبازان، مخالفين و ترفندهاى آنها و ... يادآور مىشود كه حاكى از الگوپذيرى انقلاب ما از صدر اسلام و انقلاب پيامبر (ص) است. «٣» پيام انقلاب اسلامى هر انقلابى نظير زلزله يا آتشفشان تأثيرات كم و بيش منطقهاى و بينالمللى دارد و براى ايجاد عمق استراتژيك خود، پيامى را عرضه مىكند. هر چه پيام انقلاب پرجاذبهتر باشد، انسانهاى بيشترى به پذيرش و حمايت و الگوپذيرى از آن روى مىآورند. انقلاب اسلامى ايران كه امتياز اساسىاش، اتكاى به جهانبينى اسلامى بود، در زمانى به وقوع پيوست كه حركتهاى ليبرالى و سوسياليستى جاذبه خود را از دست داده بودند. «٤» گرچه بسيارى از روشنفكران چپگرا همچنان القا مىكردند كه تنها ايدئولوژى بسيج كننده ملتها، ماركسيسم است.
انقلاب اسلامى مردم ايران اين پيام را به دنيا عرضه كرد كه بسيجكنندهترين ايدئولوژىها اسلام است و اسلام مكتبى است كه نه تنها توانايى سازماندهى يك مبارزه عظيم را دارد، بلكه در دوران پيچيده عصر ماشينى با همه معارضهها و تضادهايى كه سياستهاى جهانى دارد، قادر به حل مشكلات جامعه و اداره آن بوده و بقا و ماندگارىاش را تضمين مىكند. «٥» به عبارت ديگر انقلاب اسلامى ايران، گشودن جبهه تازهاى فراروى همه انسانهاى مظلوم و محرومى است كه از نارسايى و نابسامانى تمدن تحميلى استعمارى رنج مىبرند و شعار نه شرق و نه غربى اين انقلاب، بيانگر نفى هر گونه ظلم و ستم بر بشريت است. «٦» برخى از پيامهاى انقلاب اسلامى را مىتوان به صورت زير برشمرد:
١. لزوم خروج انسان از يوغ بردگى و بندگى طاغوت و رستن از ذلت و خوارى، «٧» ٢. روى آوردن به عبوديت خدا و رستگارى، «٨» ٣. برآشفتن در مقابل همه بدىها و كجىها و نابسامانىها، «٩» ٤. مبتنى بودن حكومت و قدرت سياسى بر پرهيزكارى، عدالت و حقيقت، «١٠»