انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ٢٠٨
رهبر معظم انقلاب هشدار مىدهند كه: اين جور نباشد كه ما فرهنگ طاغوتى گذشته آن چنان تحت تأثيرمان قرار داده باشد يا قرار بدهد كه اگرچه به ظاهر و به نام به طرف معيارهاى اسلامى دعوت يا حركت مىكنيم، در باطن يك حركت نامحسوسى به طرف معيارهاى جاهلى و طاغوتى داشته باشيم! «١» ٢. فرهنگ غربى: از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامى، فرهنگ غرب، فرهنگ برنامهريزى براى فساد انسان است، فرهنگ دشمنى و بغض با ارزشها، درخشندگىها و فضيلتهاى انسانى است، فرهنگ خداوندان زور و زر و امپراتوران قدرت است، فرهنگ غفلت از ياد خدا و معنويت است، فرهنگ برهنگى، اختلاط و امتزاج بى قيد و شرط زن و مرد است، «٢» از ليبراليسم (آزادىخواهى)، تنها آزادى صاحبان سرمايه، كارتلها و تراستها را اراده مىكند، آزادى مطلق خودش را مىخواهد تا هر كار كه بخواهد بكند. «٣» فرهنگ غربى، فرهنگ سلطه است كه ويژگى آن تهى بودن مفاهيم (مانند حقوق بشر، آزادى، مبارزه با تروريسم و ...) از حقيقت و يا تفسير آنها طبق خواست سلطهگران است. فرهنگ تمايزطلبى يا امتيازخواهى حاكمان نسبت به مردم است، فرهنگ پذيرش ظلم و ظالم، فرهنگ منيّت، تملّق و تعريفهاى دروغ براى نزديك شدن به حاكم است. «٤» از ويژگىهاى مهم فرهنگ سياسى غرب، قدرتگرايى و به تعبير بهتر، اصالت قدرت است.
ايدئولوگها و تئوريسينهاى آمريكايى امروز صريحاً مىنويسند و مىگويند، حاكميت بر دنيا حق ماست، رهبر انقلاب با نفى و طرد اين نظر، آن را از ديدگاه اسلامى مردود مىدانند: چون قدرت سياسى دارم، پس اين حق را دارم، يعنى تفكر اصالت قدرت، در اسلام جايى ندارد. «٥» ايشان در توضيح فرهنگ سياسى امروز عالم يعنى قدرتگرايى مىگويند:
در دنيا اغلب بازىها، بازى قدرت است. فرهنگ سياسى امروز عالم، فرهنگ قدرتگرايى و قدرتطلبى است ... حكومتها، با قدرتطلبى و براى قدرتطلبى، حزببازىها با قدرتطلبى و براى قدرتطلبى، شخصيت دادنها براى مقاصد قدرتطلبانه است. علت هم اين است كه از ايمان به خدا، از خضوع در مقابل پروردگار عالم و شناختن قدر خدا خبرى نيست، و ما قدروا اللّه حق قدره. «٦» از نگاه رهبر انقلاب، روح حاكم بر فرهنگ غرب، مادهپرستى و دنياطلبى است. در محيطهاى اروپايى حتى مسئله حق رأى زنان زمانى مطرح شد كه منافع كمپانىهاى اقتصادى- سياسى نيازمند آن بود. «٧»