انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٥٠
٣. نا اميدى فقيهان از تشكيل حكومت شيعى قرنهاست كه فقاهت شيعه با يأس از اداره حكومت همراه بوده، يعنى فقيهى كه مىنشست استنباط مىكرد، فكر نمىكرد كه اين استنباط براى اد انديشه سياسى مقام معظم رهبرى ١٦١ احكام برخى مسائل فقه سياسى اره يك جامعه است، براى اداره يك فرد بود. «١» ٤. رواج تفكر جدايى دين از سياست قرن نوزدهم كه اوج تحقيقات علمى در عالم غرب مىباشد، عبارت از قرن جدايى از دين و طرد دين از صحنه زندگى است. اين تفكر، در كشور ما هم اثر گذاشت و پايه اصلى دانشگاه ما بر مبناى غير دينى گذاشته شد. علما از دانشگاه روگردان شدند و دانشگاه هم از علما و حوزههاى علميه روگردانيدند. اين پديده مرارتبار، در حوزه علميه اثر سوء گذاشت؛ زيرا علماى دين را صرفاً به مسائل ذهنى دينى- ولا غير- محدود و محصور كرد و حوزهها از واقعيت زندگى و حوادث دنياى خارج و تحولات عظيمى كه به وقوع مىپيوست، بىخبر ماندند و به يك سلسله مسايل فقهى و غالباً فرعى محدود شدند. مسايل اصلى فقه- مثل جهاد و تشكيل حكومت و اقتصاد جوامع اسلامى و خلاصه فقه حكومتى- منزوى و متروك و «نسياً منسياً» شد و به مسائل فرعى و فرع الفرع و غالباً دور از حوادث و مسائل مهم زندگى، توجه بيشترى گرديد. «٢» ب) زمان حال و آينده فقه كه در زمانهاى قبل از جهات مختلف و متعددى متحول شده و به ما رسيده است، به گونهاى نبوده است كه اين تحولات، ماهيت فقه را دگرگون نمايد، بلكه تحول در حوزه فقه در بستر فقاهت و اجتهاد صورت مىپذيرفته و در زمان ما نيز مىبايست تحولات در اين بستر واقع شود و ماهيت اجتهاد و تفقه به گونهاى است كه توانايى آن دارد كه به مدد آن بتوانيم احكام جديد و حوادث نو را نيز استنباط نماييم:
تفقه در دوره جديد با تفقه در دوره پيش هيچ فرقى ندارد، بسيارى از مسائل امروز در گذشته وجود نداشته و فقيه مجبور نبوده كه آن مسائل را استنباط كند. اين با ماهيت تفقه ارتباطى ندارد، امروز هم اگر كسى بخواهد احكام جديد را به دست بياورد بايد همان كارى را بكند كه فقيه پانصد سال پيش انجام مىداد. «٣»