انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٤٩
و طبيعتا اين نوآورى نيز در چارچوب اجتهاد و روشهاى آن قرار داشته است، چه آنكه اگر غير از اين بود، تحولات در اين حوزه تخصصا از مورد بحث خارج مىشد، زيرا بر اين فرض اصل و اساس اجتهاد آنان با مشكل مواجه بوده است. از اين رو تطور فقه در طول زمان على رغم تحولات بسيار، ماهيت فقه، اجتهاد و استنباط را تغيير نداده و اجتهاد در همان بستر صورت مىگرفته است. «١» علل گرايش به فقه فردى در ادوار سابق فارغ از آن كه فقه در زمانهاى گذشته متحول شده، بايد گفت فقه زمانهاى گذشته على رغم تحولات زياد، در بستر فقه فردى گرفتار شده و وارد درياى فقه اجتماعى و حكومتى نشده بود:
لذا فقه شيعه و كتب فقهى شيعه بيشتر فقه فردى بود، فقهى بود كه براى اداره امور دينى يك فرد يا حداكثر دايرههاى محدودى از زندگى اجتماعى، مثل مسايل مربوط به خانواده و امثال اينها بود. «٢» در اين بخش، به بررسى علل عدم توسعه فقه در آن زمانها نسبت به مسائل مهم اجتماعى از ديدگاه حضرت آيةاللَّه العظمى خامنهاى مىپردازيم:
١. عدم دسترسى به قدرت و حكومت به خاطر طول سالهايى كه فقهاى شيعه و خود گروه شيعه، در دنياى اسلام به قدرت و حكومت دسترسى نداشتند فقه شيعه يك فقه غير حكومتى و فقه فردى بود، ... بسيارى از مباحثى كه مربوط به اداره كشور است مثلا مسأله حكومت، مسأله حسبه و چيزهايى كه با كارهاى جمعى و داشتن قدرت سياسى ارتباط پيدا مىكند چند قرن است كه جاى اينها خالى است. علت هم معلوم است، فقهاى شيعه در اين مورد تقصير يا تصورى نكردهاند براى آنها اين مسائل مطرح نبوده است. شيعه حكومت نداشته است. فقه شيعه نمىخواسته جامعه سياسى را اداره كند حكومتى در اختيار او نبوده كه بخواهد جهاد آن حكومت را اداره كند و احكام آن را از كتاب و سنت استنباط نمايد. «٣» ٢. در اقليت بودن شيعه در طول اين هزار سالى كه فقه استدلالى ما داشتيم، شيعه، چون در اقليت بود فقه او در پاسخ اينكه چگونه بايد زندگى كنند نيست، در پاسخ اينكه فرد چگونه بايد زندگى كند هست. «٤»