انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٣
آيةاللَّه بروجردى را مىرفتم. در درس فقه و اصول حضرت امام شركت مىكردم و دروس فلسفه و شفاهم مقدارى از محضر علامه طباطبايى استفاده كردم «١» ٢. دوران جوانى و مبارزه جوانى «يك پديده درخشان و يك فصل بىبديل در زندگانى هر انسانى است» «٢» كه دو تكليف بر عهده انسان مىگذارد، يعنى «جوان» تكاليفى فردى و جمعى بر عهده دارد. مهمترين تكليف فردى او خودسازى همه جانبه است. «٣» و تكليف اجتماعى او دفاع از سرمايه هويت دينى و ملى است. «٤» در همين راستا دوران جوانى را كه با دلى روشن از معرفت ايمانى و انديشهاى قوام يافته از معارف الهى و مطالعات پر دامنه در حوزه آغاز كرده بود، فصلى هيجانانگيز در دفتر خاطراتشان به يادگار گذاشته است. برگهايى از اين فصل در جلسات نقد و شعر و شاعرى ورق خورد در زمانهاى كه وضع بد و محيطهاى جوانى براى كسى مثل او دلنشين نبود.
من خودم شخصاً جوانى پرهيجانى داشتم؛ هم قبل از انقلاب به خاطر فعاليتهاى ادبى و هنرى و امثال اينها هيجانى در زندگى بود.
او كه با شعر توسط مادر و صداى خوشش هنگام خواندن شعر آشنا شده بود، با تخلص امين، ابياتى را مىسرود گرچه خودش را بيشتر اوقات راضى نمىكرد. در شعر كلاسيك، اميرى فيروزكوهى و در شعر نو- كه گرته بردارى شده از سبك شعر و جملهبندى انگليسى است- اخوان را مىپسنديد.
اما برگهاى پر هيجانتر دوران جوانىاش در راستاى انجام تكليف اجتماعى مربوط به مبارزات همه جانبه فرهنگى، سياسى و انقلابى سالهاى شروع نهضت تا پيروزى انقلاب اسلامى است:
مبارزات سال ٤١ شروع شد كه من در آن سال ٢٣ سالم بود طبعاً ديگر ما در قلب هيجانهاى اساسى كشور قرار گرفتيم ... اين بود كه زندگى براى امثال من كه در اين مقولهها زندگى و فكر مىكردند خيلى پر هيجان بود.
اولين بارقههاى روح مبارزه را شهيد نواب صفوى در وجودش روشن كرده بود و بعد از او امام خمينى شمع پروانه دلش بود: