انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١٢٣
برخوردارى از رفاه و بقيه حقوق اساسى يك جامعه در اسلام قابل تأمين است.» (٩/ ١١/ ١٣٦٥)
تحقق عدالت در عرصه اجتماعى از طريق تأسيس حكومت اسلامى محقق مىشود. «يكى از اهرمهاى استقرار عدالت در جامعه اسلامى حكومت اسلامى و دولت اسلامى و به تعبير روشنتر، دستگاه اجرايى اسلامى است.» (١١/ ١٠/ ١٣٦٦) غايت جامعه اسلامى نيز تحقق عدالت است. «در تمام آثار دينى كه شما نگاه مىكنيد هدف و هدف و غايت براى حركت جامعه اسلامى تشكيل جامعه عادله است.» (٣/ ٦/ ١٣٧٢) عدالت وجه تمايز جامعه اسلامى از جامعه جاهله نيز مىباشد. «يك نكته ديگر در دعوت اسلامى، عبارت است از استقرار عدل بين انسانها.
خصوصيت جاهليت، نظام ظالمانه بود.» (١٠/ ١٠/ ١٣٧٣) البته عدل صرف در حكومت اسلامى محوريت ندارد، بلكه «حكومت اسلامى آن حكومتى است كه هم معنويت انسانها را بالا مىبرد، هم در جوامع بشرى، عدالت را توسعه مىدهد، امنيت را توسعه مىدهد، رفاه قشرهاى مختلف مردم را تأمين مىكند.» (٧/ ٦/ ١٣٧٥)
در جمهورى اسلامى ايران نيز مبناى زندگى اجتماعى بر عدالت استوار است. «نظام جمهورى اسلامى مبنايش بر عدالت است.» (١٢/ ٦/ ١٣٧٧) در راستاى چنين هدفى بود كه انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى بخشهايى از عدالت را كه در يك دوره يى در ايران جزو محالات شمرده مىشد، اين را محقق كرد ... اين عدالت، يك روزى بود در اين كشور قابل تصور نبود براى كسى، امروز محقق شده است.» (٢٦/ ١٢/ ١٣٧٩) در راستاى پيگيرى آرمان اسلامى، «جمهورى اسلامى ايران در عرصه جهانى منادى عدالت و آزادگى است؛ منادى انسانيت و معنويت است؛ منادى برادرى و برابرى است؛ منادى عزت و شرف ملتهاست.» (١٨/ ٤/ ١٣٨٣)
در جامعه اسلامى، نقش رهبرى جامعه، اجراى عدالت است. «فلسفه وجود من و امثال من در اين جا- بنده يك طلبهيى هستم- فلسفه وجود ما اين است كه ما بتوانيم عدالت را اجرا كنيم و لا غير.» (٤/ ٧/ ١٣٧٧) شرط اساسى براى تحقق عدالت در رهبرى نظام اسلامى تزكيه نفس است.
«اولين قدم او در راه عدالت اين است كه هوى و هوس را از خودش دور كند؛ حق را بر زبان جارى كند، به حق هم عمل كند.» (٢٦/ ١٢/ ١٣٧٩)
نكته بارز در انديشههاى كلامى مقام معظم رهبرى، تأكيد بر عدالت به عنوان مطالبات واقعى بشرى است. ايشان با تأكيد بر عدالت خواهى در كانون آرمان انقلاب اسلامى، به تلاشهاى