انديشه سياسى مقام معظم رهبرى - مظفری، آیت - الصفحة ١١٥
جامعه، اجتماع بشرى به مفهوم سياسى اش عبارت است از عدهاى از مردم كه با قوانين و مقررات خاصى زندگى مىكنند و از يك قدرت فرماندهى مركزى اطاعت مىكنند و به سمت هدفهاى خودشان با هدايت او حركت مىكنند و با دشمنهاى مجموعه خودشان مبارزه مىكنند، اين معناى جامعه است. (١٠/ ٨/ ١٣٦٥)
بدين سان جامعه توحيدى نيز جامعهاى است كه در تحت رهبرى و فرماندهى اولياى دينى قرار داشته باشد:
... پس وقتى مىگوييم پيغمبر مىخواست يك جامعه الهى و توحيدى به سبك خودش به وجود بياورد، اولين معنايش اين است كه قدرت را در آن جامعه پيغمبر مىخواست در دست بگيرد و همين نكته بود كه دشمنها را متوجه پيغمبر كرد و خصومتها را به سمت پيغمبر سرازير كرد.
(همان)
٣. نبوت و رسالت در كلام سياسى شيعه، نبوت از دريچه رويكردى اجتماعى- سياسى نگريسته شده است.
متكلمان شيعى با گزينش مشرب عقلى و پذيرش حجيت آن به عنوان رسول باطنى، با بهرهگيرى از استدلالهاى عقلى به بررسى ضرورت نبوت و ابعاد آن پرداختند. آنها بدين منظور به قاعده لطف در بحث نبوت عامه تمسك جستند. سرآغاز بحث نبوت عامه در كلام شيعه اثبات وجه نياز انسانها به تكاليف شرعى است كه با اثبات نياز به آنها، ضرورت ارسال رسل نيز ثابت مىشود. متكلمان شيعى در اثبات نياز انسان به تكاليف شرعى به بعد اجتماعى و سياسى تكليف نيز توجه داشتند. در تقريرهاى اوليه نياز انسان به تكليف و ارسال رسل عمدتاً بر نياز به وضع تكاليفى براى جلوگيرى از غلبه قواى شهوانى بر عقل آدمى تأكيد مىشد. اما با چرخش حكمى در كلام توجه به نياز آدمى در عرصه اجتماعى به قانونگذارى نيز برجستهتر گشت.
خواجه نصير در تبيين حكمى، حسن تكليف استدلالى را مطرح مىكند كه چكيده آن چنين است: ١) بقاء نوع انسان به بقاء اشخاص امرى حسن است؛ ٢) چنين هدفى جز با تعاضد و تعاون حاصل نمىشود؛ ٣) حيات اجتماعى محل وقوع تنازع است؛ ٤) براى رفع آن چارهاى از وضع قانون و سنت عادله نيست؛ ٥) اگر همگى مردم در وضع قانون شركت كنند، تنازع عود