منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٨٩ - الترجمة
بشهواتها.
|
كانّا نرى أن لا نشور و أنّنا |
سدى مالنا بعد الفناء بصائر |
|
|
ألا لا و لكنّا نغرّ نفوسنا |
و تشغلنا اللذّات عمّا نحاذر |
|
|
و كيف يلذّ العيش من هو موقن |
بموقف عدل حين تبلى السرائر |
|
الترجمة
ايشان بندگانند مخلوق شده از روى قدرت فاعل مختار، و مملوك از روى قهر و جبر بىاختيار، و قبض كرده شده در حالتى كه محتضرند و مرتحل بدار قرار، و نهاده شدهاند در درون قبور و گرديدهاند اجزاء متفرّقه چون هباء منثور، و مبعوث شدهاند در حالتى كه منفردند از أهل و مال، و جزا داده شدهاند جزا دادنى بحسب اعمال، و تميز داده شدهاند در مقام حساب ربّ الأرباب.
بتحقيق كه مهلت داده شدهاند در دنيا بجهة طلب خروج از ظلمت جهالت و راه نموده شدهاند براه راست رشادت و معمّر شدهاند و مهلت داده شده همچو مهلت كسى كه طلب كننده باشد رضا و ازاله ملامت حضرت عزّت را از خود بتوبه و انابت و زايل گردانيده شده است از ايشان ظلمات شك و گمان با بيّنه و برهان، و واگذاشته شدهاند در دنيا از براى رياضت دادن نفس أمّاره بواسطه حمل كردن بأسباب تقوى و أثقال طاعت چون رياضت دادن و لاغر نمودن اسبهاى خوب از براى سبقت در ميدان مسابقت.
و همچنين واگذاشته شدهاند از براى تفكّر در طلب حق و از براى تأنّى كردن همچو تأنّي كردن طالب نور الهى بتحصيل سعادت و جوينده آن بكسب كمالات در مدت اجلى كه معين شده است بر ايشان و محل اضطراب مهلتى كه مقدر شده است در حقّ ايشان، پس أ يقوم تعجب نمائيد از اين پندها از حيثيت مثلهاى موصوفه بدرستى و صواب و نصيحتهاى شفا دهنده بأمراض ناداني و جهالت اگر برسد بقلوب متّصفه بجودت و ذكاوت، و بگوشهاى حفظ كننده نصيحت، و برأيهاى صاحب عزم و علوّ همت، و بعقلهاى صاحب حزم و بلند مرتبت.