منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٨١ - الترجمة
تكثر[١] في دهشك و تخبط في مرسك[٢] تخبط العشواء في الليلة الحندس الظلماء فأعجب معاوية ما سمع من كلام ابن هاشم فأمر به إلى السّجن و كفّ عن قتله هذا، و يأتي طرف آخر من بقيّة الوقعة في شرح بعض الكلمات الآتية إن ساعدنا التوفيق و المجال إنشاء اللّه.
الترجمة
از جمله كلام آن حضرتست كه مىفرمود بأصحاب خود در بعض روزهاى جنك صفين! اى جماعة مسلمان شعار خود گردانيد خوف و خشيه كردگار را، و پوشش اخذ نمائيد بجهة خود تمكين و وقار را، و بنهيد دندانها را بر دندانها كه بدرستى اين برمىگرداند شمشيرها را از كاسه سر، و كامل نمائيد زره را بساير آلتهاى جنك، و حركت بدهيد شمشيرها را در غلافها پيش از كشيدن آنها، و بنگريد بگوشه چشم تنك خشمناك، و بزنيد نيزه را بچپ و راست، و دفع كنيد دشمن را باطراف شمشيرها و برسانيد شمشيرها را بدشمن با قدمها، و بدانيد كه شما منظور نظر كردگاريد، و در خدمت پسر عم پيغمبر مختار مىباشيد.
پس مكرّرا رجوع كنيد بر طرف اشرار، و حيا نمائيد از گريز و فرار، كه فرار موجب عار است در اولاد و اعقاب، و باعث آتش است در روز حساب، و پاكيزه بشويد از حيثيت نفس در حالتى كه تجاوز كننده باشيد از نفسهاى زايله و فانيه خودتان و برويد بسوى مرگ رفتن سهل و آسان، لازم كنيد بر خود حمله آوردن بر سواد اعظم أهل عناد، و بر چادر طناب دار معاويه بد بنياد پس بزنيد ميان آن خيمه را از جهة اين كه شيطان پنهان است در جانب آن خيمه كه بتحقيق پيش آورده است آن شيطان بجهة برجستن دستى را، و پس كشيده است از براى گريختن پائى را پس قصد نمائيد دشمن را قصد كردنى تا اين كه ظاهر
[١] اى تكثر الكلام في تحيرك و خوفك
[٢] المرسة الحبل و الجمع المرس.