کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٣٨ - بخش ٤٠
كند كه از روى ناتوانى به آرزوها نرسيم و گاه از راهى كه در انديشه ما نگنجد به مطلوب دست يابيم.
بالجمله، هر گونه تصرف كه خواهد در ما كند. و ما ناچار از روى وجدان و ضمير آگاه تصرفات او را در خويشتن مشاهده مىكنيم و اين امر بديهى است و نيازى به استدلال ندارد.
حضرت آفريدگار جل جلاله چه بسيار كه نطفهها را از پشت پدران به زهدان مادران انتقال داده و فرزندانى به پهنه هستى در آورده است. و آنان را از آن قالب مادى نيست كرده و باز سلسله وجود انسان را ادامه داده است و چه بسا عقول را به وجود خود و به علم و توانايى خود و ديگر چگونگىهاى خود جل جلاله گويا نموده است.
و آنها را دلالت به اين نكته فرموده است كه وجود و چگونگى او عين ذات اوست، چه، اگر چنين نبودى از دلالت عقل بر كمال او طعنى بودى و آن مقتضى نقص و زوال است.
اينك كه به دلايل ياد شده و امثالى كه خداى تعالى ما را به آن رهبرى فرموده است مسلّم آمد كه وجود و صفات جليل او عين ذات اوست و نيز مسلم آمد كه او را آغاز و پايانى نيست و علم ذاتى او دليل آنست كه هيچ معلومى نيست كه حضرتش جل جلاله به جزئى و كلّى آن دانا نباشد، و به سراسر آن احاطه نداشته باشد و قدرت ذاتى دليل آنست كه هر چه هست فرمانبر چيرگى او جل جلاله مىباشد. و غناى ذاتى او نشانه آنست كه محال است كه نياز بر او راه داشته باشد، چه، نياز به غير، با عقل كه به كمال او- تعالى شأنه- حكم مىكند منافى است، چه، هر نيازمندى محتاج آنست كه كسى نياز او را بر آورد، و حكمت ذاتى او نشانه آنست كه همه كارهاى او بر وفق