کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦٤ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
ولايت را از من بربايند و انصار را كه يارى دهندگان خدا بودند و كتيبه اسلام، واپس راندند. انصار، گفتند اينك كه ولايت را به «على» تسليم نمىكنيد، حق دوست ما براى اين سمت بيش از ديگرانست[١].
بخدا سوگند نمىدانم به چه كسى شكايت برم. آيا در حق انصار ستم رفت يا در حق من ستم كردند؟ بلكه حق مرا به ستم گرفتند و من مظلوم واقع شدم. پس، گوينده قريش،[٢] گفت همانا كه فرستاده خدا ٦ گفت امامان از قريشند و بدين گونه با اين سخن، انصار را از تصاحب ولايت راند. حق مرا نيز از آن امر مانع گرديد پس گروهى نزد من آمدند و به من يارى خود را عرضه داشتند از آن جمله پسران «سعيد» و «مقداد بن اسود» و (ابو ذر غفارى) و (عمّار بن ياسر) و (سلمان فارسى) بودند و (زبير بن عوام) و (براء بن عازب). به آنان گفتم رسول خدا ٦، به من وصيتى فرموده است و از فرمان او سر نخواهم پيچيد. بخدا سوگند هر بلا بر سر من آيد دست از اقرار به يگانگى خدا نخواهم كشيد و جان و دل بر سر فرمانبردارى او مىگذارم و اگر ريسمان بر گردنم اندازند و مرا هر سو بكشند جز به فرمان الهى گامى نگذارم و هنگامى كه ديدم مردم براى بيعت با «ابو بكر» هجوم آوردند دست واپس كشيدم و مىدانستم كه براى تصدى مقام رسول اللَّه حق من از او و از غير او بيش است و بر همه برترى دارم و رسول گرامى ٦ «اسامه» را بر لشكر امارت داد و آن دو را در آن لشكر قرار داد و تا دمى كه رسول بزرگوار ٦ حيات
[١] منظور« سعد بن عباده انصارى» است كه هرگز با خلفا بيعت نكرد و عاقبت او را كشتند و شهرت دادند كه جنّيان او را كشتهاند.
[٢] منظور( ابو بكر) است كه در سقيفه به اين استدلال بر انصار چيره شد.