کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٤ - بخش ١٥٤ عهد نامه امير المؤمنين ع
دگرى خورم. آنگاه كه همّ خويشتن مرا از همّ دگران باز داشت و راى مرا بر اين استوار ساخت كه جز بفكر آن جهان نباشم و تكليف مرا روشن ساخت و بر آنم داشت كه كوشا دست بكارى زنم كه بيهودگى را بر آن راه نباشد و فكرت خويش صادقانه بكار برم، ديدم كه تو پارهاى از من كه سراسر وجود منى، آنسان كه اگر غمى بر دل تو فرود آيد گويى بر دل من نشسته و اگر مرگ ترا دريابد گويى مرا دريافته است؛ پس ديدم كار تو همچون كار من خود در نظرم بزرگ است و كار تو كار منست، از آن رو اين نامه بتو مىنويسم باين اميد كه خواه من براى تو زنده مانم يا از اين جهان درگذرم بآن رفتار كنى.
اى فرزند گرامى بتو اندرز مىدهم كه از خداى بترسى و ملازم فرمان او باشى و دل بياد او آبادان كنى و رشته پيوند او نگاهدارى كه اگر چنين كنى ميان تو با خداى كدام رشته از آن استوارتر؟.
دل به پند زندهدار و با دل نبستن بدنيا بميران و به باور نيرومند ساز و به چراغ خرد بيفروز و بياد مرگ رام كن و به پذيرفتن فنا وادار و به رنجهاى دنيا بينا ساز و از صولت دهر بر حذر دار و از دگرگونيهاى گردش روزان و شبان بيم ده و داستان گذشتگان بر او فرو خوان و سرگذشت پيشينيانش ياد آر و بر ديار و آثارشان بگذر. پس بنگر كه چه كردند و از كجا بر شدند و بكجا فرود آمدند و در كجا جاى گزيدند. آنگاه بينى كه از دوستان جدا ماندند و بديار تنهايى فرود آمدند. آنسان كه تو نيز پس از اندك زمان يكى از آنان خواهى بود.
پس سراى بپيراى و آخرت بدنيا مفروش و آنچه ندانى مگوى