کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ٢٦٨ - بخش ١٥٥ نامه امير المؤمنين ع به شيعيان
«رسول خدا ٦ از دنيا رفت و از اين جماعت راضى بود» پس شگفتا «عمر» چگونه امر به كشتن جماعتى كرد كه مىگفت رسول خدا از آنان خرسند بوده است؟
آن اندازه كه از ولايت من ناخرسند بودند از ولايت هيچ يك از آنان ناخرسند نداشتند. مردم بودند و ديدند كه من با ابو بكر احتجاج كردم و گفتم: «اى گروه قريش» من براى ولايت بر همه شما برترى دارم زيرا هيچ يك از شما نمىتواند قرآن را قرائت كند و دريابد و به سنت عارف و به دين حق آگاه باشد.
دليل من باينكه من ولى امرم نه هيچ يك از افراد قريش اينست كه رسول اكرم ٦ فرمود: «الولاء لمن اعتق» (امر ولايت كسى راست كه آزاد كرده باشد) رسول مكرم ٦ مردم را از آتش دوزخ آزاد ساخت و از بند بندهگى و اسارت رهايى داد پس ولاء اين امت او راست و بعد از آن بزرگوار مرا.
آن فضيلت كه بسبب وجود مقدّس رسول بزرگوار ٦ قريش راست بر ديگر افراد امّت، بنى هاشم راست بر ديگر افراد قريش، و مراست بر ديگر افراد بنى هاشم؛ و دليل آن گفته رسول بزرگوار ٦ است در روز (غدير خم): «من كنت مولاه فهذا على مولاه» مگر اينكه قريش مدعى شود كه برترى آنان بر عرب جز رسول اكرم ٦ سببى ديگر دارد. اگر اين سخن را توانند گفت بگويند.
مردم مىترسيدند اگر من بر آنان ولايت يابم گلوشان را بفشارم و نتوانند دم بر آورند و از ولايت بهرهاى در دست آنان نماند.
پس همه بر ضد من بر پاى خاستند و متفق شدند تا ولايت را از من به عثمان برگردانند به اين اميد كه بوسيله او از آن نصيب برند و آن امر را