کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١١٤ - بخش ٩٨
پيروى نكردند مگر با نشانههاى الهى و با قهر و انواع بلاها مثلا كار امت با «داود» راست نشد مگر بوسيلهاى كه خرد در آن سرگردان است، و كار امت با سليمان درست نيامد مگر به كمك مردم پنهان از چشمها و شياطين و اطاعت پرندگان و غير پرندگان و بوسيله تسخير هوا؛ و كار با «ذو القرنين» بر محور منطق نگشت مگر با قتلهاى بيدريغ و خونريزىهاى بىموجب.
پس كدام امت در راه سلامت و عافيت افتاد تا اين امت راه طاعت خداى جل جلاله و فرستاده او را پيموده باشد و پيروى پيشوايان راهبر : را پيش گرفته باشد؛ امتى كه آخر امتهاست و پيمبرش آخرين پيمبر است. همچنان به سوى فنا رهسپار مىگردد و هم آنسان كه بر امتهايى كه به هلاكت رسيدند روى داد در اين امت نيز همان روى خواهد داد.
بخش ٩٨
و اى فرزند بدان كه هنگامى كه در حضرت مولانا «كاظم (ع)» و حضرت «جواد (ع)» يعنى در كاظمين بودم روزى فقيهى از مكتب (مستنصريّه)[١] كه از آن پيش با او رفت و آمد داشتم نزد من آمد. آن روز ديدم او آماده است تا گفتگوى مذهبى كنيم. پس او را گفتم اى دوست چه مىگويى در اين مسأله كه اگر اسب خود را گم كنى و براى يافتن آن به من متوسل شوى؟ يا من اسب خود را گم كنم و براى يافتن آن دست بدامان تو شوم؟ آيا اين كارى شايسته حتى كارى واجب نيست؟ گفت آرى: پس گفتم اينك بنگر كه يا
[١] مذهبى كه به خليفه« مستنصر» مىرسد.( م)