کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١١٠ - بخش ٩٤
بخش ٩٤
و اى فرزندم اى محمد، كه خداوند جل جلاله براى رسيدن به معرفت او هر چه را نياز دارى به تو بشناساند و شرف نيكبختىهاى عنايت خود را بر تو افزون فرمايد. بدان كه دشمنى ميان پدرت على (ع) و آنان كه بر او پيشى جستند آشكار و متواتر است. براى ادراك آن به كتاب (طرائف) نظرى افكن و به «نهج البلاغه» و تاريخهاى اهل راستى كه در زمره راويان بودهاند بنگر. من، در كتاب «طرائف» بعضى از روايات «بخارى» و «مسلم» را كه در باره «سقيفه» در صحاح خود آوردهاند ياد كردهام.[١] آنان چنين مىگويند كه پدرت على و گروهى از بنى هاشم از بيعت با ابو بكر شش ماه خود دارى كردند و در اين مسأله ميان مسلمانان خلافى نيست، و گفتهاند كه «عمر» گواهى كرده است كه (عباس) و پدرت على (ع) شهادت دادند كه ابو بكر و عمر، دو دروغزن خائن و مكار بودهاند و به اين امر عقيده داشتند. بنا بر اين چگونه گروهى مىپسندند كه با وجود چنين روايتى ادعا كنند كه ميان آنان اتفاق بوده است همانا كه اين ادعا مكابره عينى و زشتترين دروغ و بهتان و افترا است.
[١] سيد بن طاوس در« طرايف» از صحيح بخارى و صحيح مسلم و جمع بين الصحيحين حميدى به سند از مالك بن اويس روايت كرده است كه« عمر» به عباس و على( ع) گفت شما دو تن ابو بكر را دروغگوى و گنهكار، نيرنگباز و خيانتكار گفتهايد خدا داند كه او در متابعت حق نيكوكار و استوار بود و چون او وفات كرد و من خليفه شدم شما دو نفر باتفاق نزد من آمديد، مرا نيز دروغگوى و گنهكار و نيرنگباز و خائن دانستيد و خدا داند كه من راستگو و نيكوكار و بر حقم.
علامه مجلسى( ره) در جلد هشتم بهار متعرض است كه اين خبر را در صحيحين ديده است. ترمذى و كسائى و ابو داود از حميدى نيز اين مفهوم را نقل كردهاند.