کشف المحجة یا فانوس (ترجمه کشف المحجة لثمره المهجه) - سید بن طاووس - الصفحة ١٠٥ - بخش ٩٢
مردم به آن شيوه شكيبا نيستند و تحمّل حق را ندارند. پس اگر پدرت على (ع) با ابو بكر به منازعه برمىخاست كار به اينجا مىكشيد كه اهل مدينه با او به جنگ پردازند مردم مرتد پديدار آيند و به آنان يارى دهند. آرى، مردم مكه اگر چه مرتد نشده بودند اما رسول اكرم ٦ بوسيله لشكريان خود به قهر بر آن ديار چيره شده بود و اهل آن سامان در مقابل رسول معظم ناتوان بودند و نمىتوانستند تسليم حضرت او نشوند، در حقيقت مسلمان شدن آنها به علت مغلوب شدن بود نه قبول واقعى اسلام پس وقتى جماعتى را مىديدند كه براى از ميان بردن آثار قهر و غلبه به آنان يارى مىكنند دور نبود كه مرتد شوند و روى از اسلام برتابند. بنا بر اين آنچه (مروزى) و ديگران از ارتداد مردم شهرها غير از اهل «طائف» گفتهاند، وقتى همه مرتد مىشدند مردم اندك (طائف) در مقابل ارتداد ساير قبايل چه مىكردند؟
پس، اگر پدرت على امير مؤمنان (ع) آتش اين سركشى و دشمنى را از راه ترك جنگ با ابو بكر فرو نمىنشاند و با مردم مدينه در مقابل آنان كه روى از اسلام گردانده بودند يارى نمىفرمود و آن آتش سركش را خاموش نمىكرد در همان وقت اسلام به كلى از ميان رفته بود و با آن اختلافهاى ضد اسلام نامى از اسلام بر جاى نمانده بود. اين رويدادها مصيبتها و عجايبى بود كه شتاب ابو بكر و عمر و كسانى كه در طلب دنياى فرو مايه در «سقيفه» اجتماع كردند و با غلبه و نيرنگ و حيله به آن رسيدند پديد آورد. آن گروه، جدّت رسول اكرم ٦ را در بستر مرگ به خاندان وى ٦ رها كردند. گويى در نظر اهل «سقيفه» بمنزله زنى كژ خلق و نازا بود كه شوهر بعلت بد رفتارى او ازو خسته شده و اميد فرزندى هم ازو نداشته باشد، لذا از