شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٨٢ - تتمه نصيحت رسول
داد: به معنى «بخشيدن» است برابر «زجر» كه به معنى «منع» است. خواهشهاى نفسانى را در حد آن چه ادامه زندگانى و قدرت بر طاعت بدان بسته است، ارضا بايد كرد و اين معنى از روايتهاى چند مفهوم مىگردد. از جمله روايتى كه مجلسى آورده است و مختصرى از آن نگاشته مىشود: «سلمان، ابو الدرداء را گفت تن تو را بر تو حقى است و اهل تو را بر تو حقى است روزه گير و افطار كن و نماز بگزار و بخواب و حق هر چيزى را بده.
ابو الدرداء نزد رسول ٦ رفت و قصّه بدان حضرت گفت. رسول ٦ چنان فرمود كه سلمان گفته بود.» (بحار الانوار، ج ٦٧، ص ١٢٨) و نيز نگاه كنيد به: فرمودهى امير مؤمنان (ع) به برادر علاء بن زياد حارثى. (نهج البلاغه، خطبه ٢٠٩) حلقه زدن: كنايت از طلب كردن، درخواستن.
پيدا شدن: پيدا آمدن. و «م» در حالت مفعولى است. (چنين رنجورى مرا پيدا شد.) اوراد: جمع وِرد: دعا و ذكرى كه روزانه خوانند.
از بند شدن: كنايت از مردن. از قيد زندگانى رها گشتن.
آنان كه با نفس أمّاره مىستيزند، دشوارى اين جهان را بر خود مىپذيرند، تا در آن جهان در سايه رحمت حق قرار گيرند. امير مؤمنان (ع) در وصف پرهيزكاران فرمايد:
«روزى چند را با شكيبايى به سر بردند كه آسايشى دراز مدت را برايشان به دنبال آورد.
تجارتى سودمند بود كه پروردگارشان براى آنان فراهم كرد.» (نهج البلاغه، خطبه ١٩٣) و مانند اين كلمات در سخنان رسول ٦ و امامان عليهم السّلام فراوان است. ليكن بايد توجه داشت كه توفيق چنين رياضتها هم بسته به عنايت پروردگار است، نه با گزينش و از روى اختيار كه بنده را چنان طاقت نيست تا خود را بيازمايد، چه بود كه گرفتار آيد چنان كه رسول ٦ به آن بيمار فرمود:
|
گفت هى هى اين دعا ديگر مكن |
برمكَن تو خويش را از بيخ و بُن |
|
|
تو چه طاقت دارى اى مور نَژَند |
كه نهد بر تو چنان كوه بلند |
|
|
گفت توبه كردم اى سلطان كه من |
از سر جَلدى نلافم هيچ فن |
|
|
اين جهان تيه است و تو موسى و ما |
از گنه در تيه مانده مبتلا[١] |
|
[١] در حاشيه نسخه اساس:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|