شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٧١ - سجده كردن يحيى
سجده كردن يحيى ٧ در شكم مادر مسيح را ٧
|
مادر يحيى به مريم در نهفت |
پيشتر از وضع حمل خويش گفت |
|
|
كه يقين ديدم درون تو شهى است |
كو اولُوا العَزم و رسول آگهى است |
|
|
چون برابر اوفتادم با تو من |
كرد سجده حمل من اى ذُو الفِطَن |
|
|
اين جنين مر آن جنين را سجده كرد |
كز سجودش در تنم افتاد درد |
|
|
گفت مريم من درون خويش هم |
سجدهاى ديدم از اين طفل شكم |
|
ب ٣٥٩٢- ٣٥٨٨ سجده كردن يحيى: مرحوم فروزانفر در اين باره روايتى از قصص الانبياء ثعلبى آورده و نيز رجوع به تفسير طبرى داده است. (مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى، ص ٨٢) مجلسى از تفسير امام حسن عسكرى (ع) آرد «سَجَدَ يَحيَى وَ هُوَ فِى بَطنِ امِّهِ لِعِيسَى بنِ مَريمَ فَذلِكَ أوّلُ تَصدِيقهِ.» (بحار الانوار، ج ١٤، ص ١٨٨) و نيز از الكامل آورده «و يحيى أَوّلُ مَن آمَنَ بعِيسى وَ صَدَّقَه وَ ذَلِك أنَّ امَّهُ كانَت حامِلًا فَاستَقبَلَت مَريَمَ وَ هِيَ حاملٌ بعِيسى (ع) فَقالَت لَها يَا مَريَمُ أحاملٌ انتِ قالَت لِما ذا تَسألِينى قالَت انِّى أرَى ما فِى بَطنِى يَسجُد لِما فِى بَطنك: يحيى نخستين كس بود كه به عيسى ايمان آورد و تصديق او كرد و آن چنان است كه مادر يحيى كه حامل بود، پيش مريم رفت و مريم عيسى (ع) را در شكم داشت.
مادر يحيى او را پرسيد حامل هستى، گفت براى چه مىپرسى؟ گفت مىبينم آن كه در شكم من است بدان كه در شكم تو است سجده مىكند.» (بحار الانوار، ج ١٤، ص ١٨٨- ١٨٩، الكامل، ابن اثير، ج ١، ص ٢٩٩- ٣٠٠) و در انجيل لوقاست: «مريم به خانه زكريا شد و به الزابت سلام كرد. چون الزابت سلام مريم را شنيد جنين در شكم او جنبيد و الزابت از روح القدس پر شد و فريادى بلند كشيد و گفت مبارك بادى تو در ميان زنان و مبارك باد آن ميوه دل تو.» (انجيل لوقا، فصل اول، آيه ٣٩- ٤٢) الُوا العَزم: خداوندان اراده و پايدارى، و در اصطلاح پيمبرانىاند كه دين آنان براى