شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٧٨ - بيان آن كه در هر نفسى فتنه مسجد ضرار هست
بيان آن كه در هر نفسى فتنه مسجد ضرار هست
|
چون پديد آمد كه آن مسجد نبود |
خانه حيلت بُد و دامِ جهود |
|
|
پس نبى فرمود كآن را بر كَنند |
مَطرَحه خاشاك و خاكستر كُنند |
|
|
صاحب مسجد چو مسجد قلب بود |
دانهها بر دام ريزى، نيست جود |
|
|
گوشت كاندر شست تو ماهى رُباست |
آن چنان لقمه نه بخشش نه سخاست |
|
|
مسجد اهل قُبا كآن بُد جَماد |
آن چه كفو او نَبُد راهش نداد |
|
|
در جمادات اين چنين حَيفى نرفت |
زد در آن ناكفو اميرِ داد نَفت |
|
|
پس حقايق را كه اصلِ اصلهاست |
دان كه آن جا فرقها و فصلهاست |
|
|
نه حياتش چون حيات او بود |
نه مماتش چون ممات او بود |
|
|
گور او هرگز چو گور او مدان |
خود چه گويم حالِ فرقِ آن جهان |
|
|
بر مِحَك زن كار خود اى مردِ كار |
تا نسازى مسجدِ اهل ضِرار |
|
|
بس در آن مسجد كُنان تَسخَر زدى |
چون نظر كردى تو خود ز يشان بُدى |
|
ب ٣٠١٢- ٣٠٠٢ دام جهود: مقصود از جهود، نامسلمان است. چنان كه در شرح بيت ٢٨٤٨/ ٢ نوشته شد، آن مسجد را براى ابو عامر ترسا ساخته بودند.
مَطرَحَه: جاى افكندن (چيزى).
صاحب مسجد: ابو عامر.
دانه بر دام ريختن: اشارت است بدان كه قصد ابو عامر از ساختن آن مسجد گرد آوردن يارانى براى خود بود.
شَست: قلّاب ماهيگيرى. (گوشت بر شست براى گرفتن ماهى نهند، نه سخاوت است.
بدين رو، چيزى به حساب نمىآيد.) مَسجِد اهل قُبا: نگاه كنيد به: شرح بيت ٢٨٨٨/ ٢. بعض مفسّران گويند آيه لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ