شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٧٥ - جواب اشكال
نماياند. (نگاه كنيد به: كليله و دمنه، ص ٢٠٢، و ذيل بيت ٢٧٣٧/ ٣) نبيل: تيز هوش، تيز خاطر. در برخى نسخههاى سنايى تركيب «گاو نبيل» آمده است:
|
زال پنداشت هست عزرائيل |
بانگ برداشت پيش گاو نبيل |
|
(حديقة الحقيقة، حاشيه صفحه ٤٥٥) افترى: افترا، افتراء، تهمت.
زاغ و لكلك: محتمل است اشارت به داستان «زاغ و ملك بومان» باشد كه در كليله و دمنه در باب «بوف و زاغ» آمده است، يا داستان «پريدن و چريدن مرغى با مرغى كه جنس او نبود.» (نگاه كنيد به: ذيل بيت ٢٠٩٢/ ٢) نقل گشتن پيمانه: تغيير يافتن آن، چنان كه مظروف از ظرفى به ظرف ديگر ريخته شود.
(غرض معنى است و اگر لفظ دگرگون شود خردمند بدان دگرگونى توجهى نكند.) داستان حامل شدن مريم به عيسى (ع) در قرآن كريم (سوره مريم) آمده است. نيز داستان تولد يحيى را در سورههاى آل عمران، انعام، مريم، طه، و انبياء توان ديد. چنان كه در سوره مريم مىخوانيم مريم از كسان خود جدا شد و به مكانى شرقى رفت. در آن جا روح بر او پديد شد و مژده فرزندى به وى داد. مريم گفت چگونه مرا فرزندى باشد كه شوى نديدهام و بد كاره نيستم. روح گفت حكم خدا چنين است. چنين خواسته است كه تو با اين كار آيتى باشى. پس او را درد زادن گرفت و نزد خرما بن رفت. و گفت كاش از اين پيش مرده بودم و فراموش شده. ندا بدو رسيد اندوهگين مباش! پروردگارت از زير پاى تو آبى روان ساخت خرما بن را بجنبان تا خرماى تازه برايت فرو ريزد.
بخور و بياشام و شاد باش و اگر از آدميان يكى را ديدى بگو من براى رحمان روزه نذر كردهام و امروز با هيچ آدمى سخن نگويم. پس مريم كودك را برداشت و نزد قوم خود آمد. (مريم، ١٦- ١٧) ظاهر اين آيهها اين است كه مريم از آغاز حمل تا زادن از مردم خود كناره گرفته است، و در اين مدت با مادر يحيى روبرو نشده، اما چنان كه نوشته شد از اين ديدار در انجيل لوقا و برخى روايتهاى عامه و خاصه سخن رفته است. در اين صورت بايد گفت ميان آبستن شدن و وضع حمل فاصله زمانى بوده است.- و اللّه اعلم.
مولانا در اين بيتها نخست گفته اعتراض كنندگان را مىآورد، سپس مىگويد اين