شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٤٣ - دانستن پيغامبر
|
گرم گويد وعدههاى سرد را |
جادوى مَردى ببندد مَرد را |
|
ب ٢٢٦٩- ٢٢٦٠ نفس خود را زن شناس: با نفس خود مخالفت كن. (نگاه كنيد به: روايت شرح بيت ٢٢٥٥/ ٢) و نيز از امام صادق (ع) است كه «سَألَنِى رَجُلٌ عَمَّا يَجمَعُ خَيرَ الدُّنيا و الآخِرَةِ فَقُلتُ خالِف نَفسَكَ: مردى مرا از آن چه خوبى دنيا و آخرت در آن جمع است پرسيد گفتم نفس خود را مخالفت كن.» (بحار الانوار، ج ٦٧، ص ٦٨، از فقه الرضا (ع) چنان كه با زن در راى مخالفت بايد، نفس را در آن چه خواهد خلاف كردن شايد.
نفس كُلِّ شر: پيروى از هواى نفس پيروى از كل بديهاست، و پيروى از زن و ارضاى او يكى از خواهشهاى نفس است.
گر نماز و روزه ...: اشارت است بدان چه در بيتهاى ٢٥٩٨ به بعد گويد در داستان «بيدار كردن شيطان معاويه را براى نماز.» بر آمدن بر: غالب شدن.
استيز: ستيز، پيكار.
آميز: آميزش، اختلاط، هم صحبتى.
|
جزو را از كلِّ خود پرهيز چيست |
با مخالف اين همه آميز چيست |
|
٢٥٨١/ ٢ عقل قوّت گيرد:
|
آشنايى عقل با عقل از صفا |
چون شود هر دم فزون باشد و لا |
|
٢٦٨٩/ ٣
|
ور چه عقلت هست با عقل دگر |
يار باش و مشورت كن اى پدر |
|
١٢٦٣/ ٤ نيشكر كامل شود: چون بوتههاى نيشكر در زمينى كنار هم رويد زمين را مرطوب نگاه دارد و نيشكر قوت يابد. (نيكلسون، از ويلسن) عمر اگر صد سال ...: رسول خدا ٦ فرمايد «آدمى زاد پير شود و دو خصلت در او جوان گردد، حرص بر مال دنيا و حرص بر عمر.» (بحار الانوار، ج ٧٠، ص ١٦٠، از خصال صدوق)