شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٤٩ - فوت شدن دزد به آواز دادن آن شخص صاحب خانه را كه نزديك آمده بود كه دزد را دريابد و بگيرد
تعالى صفتها بسيط است و عين ذات صفات پروردگار، ثبوتى باشد يا سلبى و صفات ثبوتى را جمالى گويند و صفات سلبى را جلالى.
پلاس: لباس پشمين درشت، جامه كم بها.
شعر: نوعى جامه ابريشمين نازك اعلا.
|
روى هوا به شعر كحلى بسته |
گيسوى شب را گرفته در دوران بر |
|
(ديوان مسعود سعد سلمان، رشيد ياسمى، ص ٢٥٩)
|
امروز همى به مطربان بخشى |
شرب شطوى و شعر گرگانى |
|
(ديوان ناصر خسرو، مينوى، محقق، ص ٦٠) طاعت عامه: مأخوذ است از جمله «حَسَناتُ الأَبرارِ سَيِّئاتُ المُقَرَّبِينَ» كه منسوب به ابو سعيد خراز است. (احاديث مثنوى، ص ٦٥) محتسب: نگاه كنيد به: شرح بيت ٢٣٧٥/ ٢ تَغَيُّر: خشم گرفتن.
آستانه: درگاه، و مقصود ايستاده بر درگاه است كه رتبه خدمتگزاران ساده است.
جَبر: در اين بيت مقابل اختيار است.
دى: ديروز.
دست: مسند.
مرد اهل: شايسته، در خور.
در بيتهاى گذشته سخن از دزدى رفت كه براى گمراه كردن خداوند كالا، او را از دنبال كردن دزد نخستين باز خواند، و نشان را به وى نماياند و مولانا دنباله گفت و گو را بدان جا كشاند كه بعض دعويداران براى گرمى بازار خود مردمان را از حقيقت باز مىگردانند و به مجاز مىكشانند. در اين بيتها بدين نكته اشارت مىكنند كه بحث از صفات و ذات بارى تعالى براى كسانى است كه در مبادى معرفتاند، اما آنان كه به كمال معرفت رسيدهاند چنان غرق در ذاتاند كه پرواى صفاتشان نيست. سالكى كه بدين مرحله رسيده است اگر از ذات محجوب ماند و به صفات پرداخت بايد به تدارك پردازد، و از جرمى كه كرده است خود را پاك سازد نه آن كه اين محجوب ماندن را به عهده تقدير اندازد.