شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩٢ - تتمه نصيحت رسول
|
دست گيرنده وى است و بردبار |
دم بدم آن دم از او اوميد دار |
|
|
نيست غم گر دير بىاو ماندهاى |
دير گير و سخت گيرش خواندهاى |
|
|
دير گيرد سخت گيرد رحمتش |
يك دمت غايب ندارد حضرتش |
|
|
ور تو خواهى شرح اين وصل و ولا |
از سر انديشه مىخوان و الضُّحى |
|
ب ٢٥٢٠- ٢٥١٤ ظل: سايه. ظل پير: كنايت از توجه و دستگيرى اوست.
نفس كُش: كنايت از باز دارنده خود از هوى و هوس. به فرمان آورنده نفس.
توفيق: قرار دادن خداوند است كارهاى بنده را بر وفق رضاى خود، و موهبتى است از جانب او به بنده. امير مؤمنان على (ع) در وصيّت خود به امام مجتبى (ع) فرمايد: «پيش از اينكه اين راه را بپويى بايد از خداى خود يارى جويى و براى توفيق خويش رو بدو آرى.» (نهج البلاغه، نامه ٣١) ما رَمَيتَ: مأخوذ است از آيه «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى: نيفكندى آن گاه كه افكندى ليكن خدا افكند.» (انفال، ١٧)
|
پيشِ قُدرت خلق، جمله بارگه |
عاجزان چون پيشِ سوزن كارگه |
|
|
گاه نقشش ديو و گه آدم كند |
گاه نقشش شادى و گه غم كند |
|
|
دست نه تا دست جنباند به دفع |
نطق نه تا دَم زند در ضَرّ و نفع |
|
|
تو ز قرآن باز خوان تفسيرِ بيت |
گفت ايزد ما رَمَيت إِذ رميت |
|
٦١٥- ٦١٢/ ١ و مقصود از استناد به اين جمله از آيه شريفه اين است كه پير آن چه به دست آورده از عنايت پروردگار است.
جان: استعارت از نيروى پير است، و «جان جان» عنايت حق تعالى.
دم: كنايت از نفس و همت پير كه سالك را نيرو مىبخشد.
وَ الضُّحى: سوگند به چاشتگاه. (ضحى، ١) بارها در مطاوى بيتهاى مثنوى آمده است كه سالك بايد در سايه عنايت پير و تحت تعليمهاى او به سلوك ادامه دهد. و تعليم اوست كه پوينده را از خطرهاى هواى نفس باز مىدارد تا آن جا كه نفس او را مغلوب و منكوب كند. ولى يافتن اين پير و در پناه او به