شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٦٩٩ - برخاستن مخالفت و عداوت از ميان انصار به بركات رسول
لسين: لسن فصيح، بليغ. مولانا به خاطر رعايت وزن «لسن» را به «لسين» تبديل كرده است.
طبل باز: نگاه كنيد به: شرح بيت ١١٦٥/ ٢ حَيثُ ما كُنتم: مأخوذ است از قرآن كريم (در باره خانه كعبه و قبله شدن آن براى مسلمانان) «فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ: پس بگردان روى خود را به سوى مسجد الحرام و هر جا كه باشيد بگردانيد رويهاى خود بدان سو.» (بقره، ١٥٠) هَذا الَّذِى لَم يَنهَكُم: اين (درگاه حضرت حق) چيزى است كه شما را (از آن) باز نداشته است.
كور مرغ: خفّاش.
ناساخت: بىاندام، كنايت از ناقص و ناآشنا به مقام اولياء.
چينه: دانه كه مرغان خورند، و در اين بيت استعارت از دستگيرى ضعيفان و تعليم ناقصان است.
بلقيس: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٥٩٣/ ٢ باز همّت: (صفت مركب) داراى همّت چون همّت باز.
ما زاغ: نگاه كنيد به: شرح بيت ٣٩٥٤/ ١ لكلك: نگاه كنيد به: شرح بيت ١٦٥٢/ ٢ شكوهيدن: ترسيدن.
باز سر پيش كبوتر نهادن: كنايت از خاضع شدن نيرومندان ظاهرى برابر آنان كه از قدرت معنوى برخوردارند.
حالت: ذوق، وجد.
قند ابد رويش نمودن: استعارت از علم لدنى داشتن.
طاوس پرّان: استعارت از آنان كه ظاهرى آراسته دارند و از معنى اثرى در ايشان نه، نيز كنايتى است از آنان كه با فرا گرفتن مصطلحاتى چند، دعوى ارشاد دارند.
منطق الطير خاقانى: اشارت به قصيده مشهور خاقانى كه مطلع آن اين بيت است:
|
زد نفس سر به مهر صبح مُلَمَّع نقاب |
خيمه روحانيان گشت معنبر طناب |
|