شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤١٧ - تتمه اعتماد آن مغرور بر تملق خرس
ساز: موافق، مطابق ميل.[١] خشخاش: كنايت از خرد، ريز ريز.
به دوغ افتادن: نظير به دام افتادن. بيرون شدن نتوانستن. چنان كه چون مگس و ديگر هوام در دوغ افتد نتواند برون آيد.
|
اندر افتادند از در ز ازدحام |
همچو اندر دوغِ گنديده هَوام |
|
٢٠٦٧/ ٥ مير: كنايت از غالب، چيره.
مُصحَف: كنايت از سوگند.
بر روى زدن: رد كردن، نپذيرفتن.
أوفُوا بِالعُقُود: به پيمانها وفا كنيد. مأخوذ است از قرآن كريم (مائده، ١).
احفَظُوا أيمانَكُم: سوگندهاى خود را نگاه داريد. مأخوذ است از قرآن كريم (مائده، ٨٩).
تن چون تار كردن ...: كنايت از تحمل سختى كردن (و عهد را نشكستن).
اين چند بيت نيز براى بر حذر داشتن از دوستى با نادان است. چه، عقل آنان مقهور نفسهاشان است. على (ع) در نصيحت به امام حسن (ع) مىفرمايد: «از دوستى نادان بپرهيز چه او خواهد كه تو را سود رساند ليكن دچار زيانت گرداند.» (نهج البلاغه، كلمات قصار: ٣٨)
[١] در نسخه اساس، بعد از« جاى» با مركب سرخ« و» افزوده شده( جاى و ساز).