شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥١١ - باز جواب گفتن ابليس معاويه را
باز جواب گفتن ابليس معاويه را
|
گفت ما اوّل فرشته بودهايم |
راه طاعت را به جان پيمودهايم |
|
|
سالكان راه را محرم بُديم |
ساكنانِ عرش را هم دم بديم |
|
|
پيشه اوّل كجا از دل رود |
مِهر اوّل كى ز دل بيرون شود |
|
|
در سفر گر روم بينى يا خُتَن |
از دل تو كى رود حُبُّ الوَطَن |
|
ب ٢٦٠٦- ٢٦٠٣ اوّل فرشته بودهايم: ميان مفسّران و بعض متكلّمان خلاف است كه آيا ابليس نخست در زمره فرشتگان بوده يا از طايفه جن؟ به موجب بعض آيات قرآن (اعراف، ١١، حجر، ٣٠- ٣١، اسراء، ٦١، طه، ١١٦؛ ص، ٧٣- ٧٤) به فرشتگان فرمان داده شده است آدم را سجده كنند. همه سجده كردهاند جز ابليس. پس طبق ظاهر اين آيهها ابليس در شمار فرشتگان است ليكن در آيه «وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ» (كهف، ٥٠) مىبينيم كه سرپيچى ابليس از سجده آدم براى آن است كه وى از جنّيان بوده است. پس اگر ابليس در زمره فرشتگان نباشد خروج او در آيههاى گذشته از جمله مستثنى منقطع خواهد بود. اما ظاهر آن است كه ابليس در زمره فرشتگان بوده است. چرا كه از آغاز آيه ٣٠ تا ٣٤ سوره بقره گفت و شنودها ميان خدا و فرشتگان است و فرشتگان بودند كه مأمور به سجده شدند نه جنّيان، و شايد براى همين نكته است كه بعض مفسّران «كان» را در آيه اخير به معنى «صار» گرفتهاند، يعنى نخست فرشته بود سپس از زمره جنّيان شد. ابن عباس گفته است اگر فرشته نبود مأمور به سجده نمىشد. (تبيان، ذيل همين آيه) خُتَن: شهر بزرگى در تركستان چين، و گاه همه سرزمين تركستان را ختن گفتهاند. مُشك آن معروف است.
حُبُّ الوَطَن: وطن دوستى طبيعى بلكه غريزى است، اما آن چه در افواه به عنوان حديث شيوع