شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٩٩ - وصيت كردن پيغامبر
|
هفت دريا را در آشامد هنوز |
كم نگردد سوزش آن خلق سوز |
|
١٣٧٦- ١٣٧٥/ ١ ايثار: در لغت ترجيح دادن ديگرى است بر خود. در قرآن كريم است «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ: و بر خود مىگزينند (ديگرى را) هر چند كه نيازمند باشند.» (حشر، ٩) و حقيقت «ايثار» در اصطلاح عارفان «بذل جان» است. (نگاه كنيد به:
كشف المحجوب، ص ٢٣٦- ٢٤٤) داعِىِ حق: داعى إلَى اللَّه، پيغمبر، فرستاده خدا. و مأخوذ است از آيه «وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً.» (احزاب، ٤٦) و نيز «يا قَوْمَنا أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ وَ آمِنُوا بِهِ.» (احقاف، ٣١) و «وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ.» (احقاف، ٣٢) جَحيم نفس: اضافه مشبه به به مشبه. در جحيم نفس آب آوردن: كنايت از كشتن نفس به صبر و عبادت.
در بيتهاى پيش گفت كه رسول ٦ صحابى را فرمود از خدا بخواه تا راه گذشتن از دوزخ و در آمدن بهشت را بُستان كند، و اين بيتها بر اساس خبرى است كه در باره گذشتن مؤمنان از اين راه و به سلامت رسيدن آنان به بهشت آمده است.
مردمانى به درهاى بهشت برسند و گويند مگر نبود كه پروردگار ما را وعده داد به دوزخ در آييم؟ آنان را گويند بر دوزخ گذشتيد حالى كه خاموش بود. (احاديث مثنوى، ص ٦٤، از شرح تعرف) و در تفسير بيضاوى (ذيل آيه ٧١، سوره مريم) از جابر آرد كه:
رسول خدا ٦ فرمود «إذا دخل اهل الجنة الجنة قال بعضهم لبعض أ ليس قد وعدنا ربنا ان نرد النار فيقال لهم قد وردتموها و هى خامدة.» مجلسى همين روايت را در بحار الانوار (ج ٨، ص ٢٥٠) از بيضاوى آورده است. و در تفسير ابو الفتوح از خالد بن معدان روايت است كه «اهل بهشت در بهشت گويند نه خداى ما را وعده داد كه ما را ورود باشد بر دوزخ، ما دوزخ نديديم. ايشان را گويند شما بر دوزخ گذشتيد و آتش او مرده بود و از آن خبر نداشتيد.» (تفسير ابو الفتوح رازى، ذيل همين آيه، و نيز نگاه كنيد به: كشف الاسرار، ج ٦، ص ٨٩) دوزخ نفس در اين جهان همچون دوزخ قهر الهى در آن جهان است. آن كه توفيق