شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٤٨١ - تتمه نصيحت رسول
ساحروش: اشارت است بدان چه در برخى از تفسيرها، از جمله تفسير درّ المنثور، در ذيل همين آيه آمده است كه سحر دو گونه است يكى سحرى كه شياطين مىآموختند و ديگر سحرى كه هاروت و ماروت مىآموختند. اما كسانى كه ملايكه را معصوم مىدانند نسبت سحر به هاروت و ماروت- پيش از مغضوب شدن آنها- نمىدهند.
سهلتر بودن: اشارت است بدان كه عذاب اين جهان تمام شدنى است و عذاب آخرت سخت، و به سر نيامدنى. چنان كه در قرآن كريم است «وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ: همانا عذاب آن جهان بزرگتر است اگر مىدانستند.» (زمر، ٢٦) و نيز در دعاى كميل است: «فَكَيفَ احتِمالِي لِبَلآءِ الآخِرَةِ وَ جَلِيلِ وُقُوعِ المَكارِهِ فِيها وَ هُوَ بَلاءٌ تطُولُ مُدَّتُهُ وَ يَدُومُ مَقامُهُ وَ لا يُخَفَّفُ عَن أهلِهِ لِأنَّهُ لا يَكُونُ الّا عَن غَضَبِكَ وَ انتِقامِكَ وَ سَخَطِكَ.» رنج دود: اشارت است بدان كه در چاه بابل كه آن دو فرشته در آن سر نگوناند آتش و دود است.
|
اى خنك آن كو جهادى مىكند |
بر بدن زجرى و دادى مىكند |
|
|
تا ز رنج آن جهانى وا رهد |
بر خود اين رنج عبادت مىنهد |
|
|
من همىگفتم كه يا رب آن عذاب |
هم در اين عالم بِران بَر من شتاب |
|
|
تا در آن عالم فراغت باشدم |
در چنين درخواست حلقه مىزدم |
|
|
اين چنين رنجوريى پيدام شد |
جان من از رنج بىآرام شد |
|
|
ماندهام از ذِكر و از اورادِ خود |
بىخبر گشتم ز خويش و نيك و بد |
|
|
گر نمىديدم كنون من روى تو |
اى خجسته وى مبارك بوى تو |
|
|
مىشدم از بند من يك بارگى |
كرديم شاهانه اين غم خوارگى |
|
ب ٢٤٦٧- ٢٤٦٠ اى خنك: خوشا! خرما!
|
اى خنك جان عيش پرور تو |
كز چنين فتنه دور شد سر تو |
|
(نظامى) جهاد: مجاهدت. در اين بيت مقصود در افتادن با نفس است و مقهور ساختن آن.
زَجر: سخت گرفتن، باز داشتن، تحمّل رياضت كردن.