شرح مثنوى - شهيدى، سید جعفر - الصفحة ٥٥١ - قصه منافقان و مسجد ضرار ساختن ايشان
الملائِكه است كه در جنگ احد شهيد شد. اما پدر او از آغاز با رسول ٦ دشمنى كرد و رسول او را نفرين نمود. ابو عامر در چند غزوه روبروى رسول خدا ايستاد، و در غزوه حنين چون هوازن گريختند او نيز گريخت و به شام رفت، و از آن جا به منافقان پيام فرستاد كه ساز و برگ آماده كنيد و مسجدى بسازيد تا من از قيصر لشكرى گيرم و بيايم و با محمد كارزار كنم و او را از مدينه بيرون افكنم. بارى، چون رسول ٦ باز گشت، منافقان نزد او آمدند و درخواست كردند تا به مسجدى كه ساخته بودند برود. جبرئيل آيت آورد و رسول بدان مسجد نرفت و چند تن از صحابه را فرستاد تا مسجد را ويران كردند. (نگاه كنيد به: تاريخ اسلام، حوادث سال نهم، و تفسيرها، سوره توبه، ذيل آيه ١٠٧) ضِرار: (مصدر باب مفاعله) و به معنى مُضارّت است، زيان رساندن. و مأخوذ است از آيه «وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ إِرْصاداً لِمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ: و آنان كه مسجدى ساختند زيان رساندن مسلمانان را و از روى كفر و جدايى افكندن ميان مؤمنان و كمينگاه ساختن براى آنان كه خواهند با خدا و رسول او نبرد كنند.» (توبه، ١٠٧) جفت و طاق: طاق و جفت، جفت و تا، بازيى است ميان كودكان كه چند چيز خرد، چون نخود يا كشمش يا فندق در مشت نهان كنند و از ديگرى پرسند، جفت است يا طاق، و اگر او راست مىگفت برده و گر نه باخته بود و گاه از جفت و طاق براى پايان دادن مشاجرهاى كه بر سر چيزى داشتند استفاده مىكردند. استعمال جفت و طاق در اين بيت براى آن است كه حقيقت منافقان براى عامه آشكار نبود، هر چند زبان وحى آن را براى رسول ٦ روشن نمود. آنان خود را مسلمان و يار پيغمبر مىنمودند و در نهان دشمن او بودند. و مىگفتند مسجدى براى مسلمانان مىسازيم. حالى كه، جايى براى نفاق و كجروى آماده مىكردند.
مُرتَدى: از دين برون رفتن.
مسجد او: ميان مفسّران خلاف است. آن مسجد كه قرآن در بارهاش گويد «لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ» (توبه، ١٠٨)، مسجد مدينه است، يا مسجد قبا. (نگاه كنيد به:
تاريخ تحليلى اسلام، ص ٦٠ به بعد)